a beachgoer
یک علاقهمند به ساحل
beachgoers flock
گردوغبار علاقهمندان به ساحل
beachgoer's towel
پتو علاقهمند به ساحل
becoming a beachgoer
شدن علاقهمند به ساحل
beachgoer safety
امنیت علاقهمندان به ساحل
dedicated beachgoer
علاقهمند وفادار به ساحل
beachgoer parking
پارکینگ علاقهمندان به ساحل
beachgoer's guide
راهنمای علاقهمند به ساحل
former beachgoer
فراموش شده علاقهمند به ساحل
many beachgoers
بسیاری از علاقهمندان به ساحل
the beachgoer carefully applied sunscreen before heading to the water.
سياهران با دقت واکسن ضد اشعه خورشید را قبل از رفتن به آب پخش کرد.
a lone beachgoer strolled along the shoreline, collecting seashells.
یک سياهران تنها در کنار ساحل پیاده روی کرده و پوستههای ماهیگیری جمع میکرد.
many beachgoers enjoyed building sandcastles with their children.
بسیاری از سياهران لذت بردند که با فرزندانشان قلعههای شن ساختند.
the experienced beachgoer knew the best spot for surfing.
سياهران تجربهدار میدانست که بهترین مکان برای ریفته شدن کجاست.
a young beachgoer excitedly jumped into the ocean waves.
یک سياهران جوان با خوشحالی در موجهای اقیانوس پرتاب شد.
the elderly beachgoer relaxed under a large umbrella.
سياهران سالمند زیر یک دمپر گسترده آرامش یافت.
the responsible beachgoer packed a bag with trash to dispose of.
سياهران مسئول میکرد یک کیف را با پسماند پر کند تا ریسپاند.
a group of beachgoers played volleyball on the sand.
گروهی از سياهران روی شن بازی والیبال کردند.
the observant beachgoer noticed a jellyfish in the water.
سياهران دوستانه در آب یک جیلیفیش را متوجه شد.
the tired beachgoer decided to head back to their hotel.
سياهران خسته تصمیم گرفت به هتل خود بازگردد.
a dedicated beachgoer arrived early to secure a good spot.
یک سياهران وفادار زودتر حضور یافت تا یک مکان خوب امن کند.
a beachgoer
یک علاقهمند به ساحل
beachgoers flock
گردوغبار علاقهمندان به ساحل
beachgoer's towel
پتو علاقهمند به ساحل
becoming a beachgoer
شدن علاقهمند به ساحل
beachgoer safety
امنیت علاقهمندان به ساحل
dedicated beachgoer
علاقهمند وفادار به ساحل
beachgoer parking
پارکینگ علاقهمندان به ساحل
beachgoer's guide
راهنمای علاقهمند به ساحل
former beachgoer
فراموش شده علاقهمند به ساحل
many beachgoers
بسیاری از علاقهمندان به ساحل
the beachgoer carefully applied sunscreen before heading to the water.
سياهران با دقت واکسن ضد اشعه خورشید را قبل از رفتن به آب پخش کرد.
a lone beachgoer strolled along the shoreline, collecting seashells.
یک سياهران تنها در کنار ساحل پیاده روی کرده و پوستههای ماهیگیری جمع میکرد.
many beachgoers enjoyed building sandcastles with their children.
بسیاری از سياهران لذت بردند که با فرزندانشان قلعههای شن ساختند.
the experienced beachgoer knew the best spot for surfing.
سياهران تجربهدار میدانست که بهترین مکان برای ریفته شدن کجاست.
a young beachgoer excitedly jumped into the ocean waves.
یک سياهران جوان با خوشحالی در موجهای اقیانوس پرتاب شد.
the elderly beachgoer relaxed under a large umbrella.
سياهران سالمند زیر یک دمپر گسترده آرامش یافت.
the responsible beachgoer packed a bag with trash to dispose of.
سياهران مسئول میکرد یک کیف را با پسماند پر کند تا ریسپاند.
a group of beachgoers played volleyball on the sand.
گروهی از سياهران روی شن بازی والیبال کردند.
the observant beachgoer noticed a jellyfish in the water.
سياهران دوستانه در آب یک جیلیفیش را متوجه شد.
the tired beachgoer decided to head back to their hotel.
سياهران خسته تصمیم گرفت به هتل خود بازگردد.
a dedicated beachgoer arrived early to secure a good spot.
یک سياهران وفادار زودتر حضور یافت تا یک مکان خوب امن کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید