beady-eyed

[ایالات متحده]/[ˈbiːdɪ ˈaɪd]/
[بریتانیا]/[ˈbiːdɪ ˈaɪd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj.具有小而圆且往往闪闪发光的眼睛;暗示狡诈或怀疑;描述具有圆溜溜眼睛外观的事物。

جملات نمونه

the beady-eyed squirrel darted across the lawn.

سنجابی با چشمان ریز و تیز از روی چمن‌زار دوید.

he had beady-eyed stare that made me uncomfortable.

او نگاهی با چشمان ریز و تیز داشت که باعث ناراحتی من شد.

the beady-eyed owl watched us from the tree branch.

جغد با چشمان ریز و تیز از روی شاخه درخت ما را تماشا می‌کرد.

a beady-eyed rat scurried across the kitchen floor.

موشی با چشمان ریز و تیز از روی کف آشپزخانه دوید.

the beady-eyed gecko clung to the windowpane.

مارمولک با چشمان ریز و تیز به شیشه پنجره چسبیده بود.

i noticed a beady-eyed man following me down the street.

مردی با چشمان ریز و تیز را دیدم که در خیابان از من پیروی می‌کرد.

the beady-eyed frog sat patiently on a lily pad.

قورباغه با چشمان ریز و تیز با صبر روی یک برگ نیلوفر آبی نشسته بود.

the beady-eyed child peered at the toy car.

کودک با چشمان ریز و تیز به ماشین اسباب‌بازی خیره شد.

the beady-eyed dog followed him everywhere he went.

سگ با چشمان ریز و تیز او را در هر جا که می‌رفت دنبال می‌کرد.

she gave him a beady-eyed look of suspicion.

او به او نگاهی مشکوک با چشمان ریز و تیز انداخت.

the beady-eyed robot scanned the room.

ربات با چشمان ریز و تیز اتاق را اسکن کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید