the beady-eyed squirrel darted across the lawn.
سنجابی با چشمان ریز و تیز از روی چمنزار دوید.
he had beady-eyed stare that made me uncomfortable.
او نگاهی با چشمان ریز و تیز داشت که باعث ناراحتی من شد.
the beady-eyed owl watched us from the tree branch.
جغد با چشمان ریز و تیز از روی شاخه درخت ما را تماشا میکرد.
a beady-eyed rat scurried across the kitchen floor.
موشی با چشمان ریز و تیز از روی کف آشپزخانه دوید.
the beady-eyed gecko clung to the windowpane.
مارمولک با چشمان ریز و تیز به شیشه پنجره چسبیده بود.
i noticed a beady-eyed man following me down the street.
مردی با چشمان ریز و تیز را دیدم که در خیابان از من پیروی میکرد.
the beady-eyed frog sat patiently on a lily pad.
قورباغه با چشمان ریز و تیز با صبر روی یک برگ نیلوفر آبی نشسته بود.
the beady-eyed child peered at the toy car.
کودک با چشمان ریز و تیز به ماشین اسباببازی خیره شد.
the beady-eyed dog followed him everywhere he went.
سگ با چشمان ریز و تیز او را در هر جا که میرفت دنبال میکرد.
she gave him a beady-eyed look of suspicion.
او به او نگاهی مشکوک با چشمان ریز و تیز انداخت.
the beady-eyed robot scanned the room.
ربات با چشمان ریز و تیز اتاق را اسکن کرد.
the beady-eyed squirrel darted across the lawn.
سنجابی با چشمان ریز و تیز از روی چمنزار دوید.
he had beady-eyed stare that made me uncomfortable.
او نگاهی با چشمان ریز و تیز داشت که باعث ناراحتی من شد.
the beady-eyed owl watched us from the tree branch.
جغد با چشمان ریز و تیز از روی شاخه درخت ما را تماشا میکرد.
a beady-eyed rat scurried across the kitchen floor.
موشی با چشمان ریز و تیز از روی کف آشپزخانه دوید.
the beady-eyed gecko clung to the windowpane.
مارمولک با چشمان ریز و تیز به شیشه پنجره چسبیده بود.
i noticed a beady-eyed man following me down the street.
مردی با چشمان ریز و تیز را دیدم که در خیابان از من پیروی میکرد.
the beady-eyed frog sat patiently on a lily pad.
قورباغه با چشمان ریز و تیز با صبر روی یک برگ نیلوفر آبی نشسته بود.
the beady-eyed child peered at the toy car.
کودک با چشمان ریز و تیز به ماشین اسباببازی خیره شد.
the beady-eyed dog followed him everywhere he went.
سگ با چشمان ریز و تیز او را در هر جا که میرفت دنبال میکرد.
she gave him a beady-eyed look of suspicion.
او به او نگاهی مشکوک با چشمان ریز و تیز انداخت.
the beady-eyed robot scanned the room.
ربات با چشمان ریز و تیز اتاق را اسکن کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید