open-eyed wonder
عجیب و غریب با چشمان باز
open-eyed gaze
نگاهی با چشمان باز
open-eyed look
نگاهی با چشمان باز
open-eyed child
کودکی با چشمان باز
open-eyed surprise
شگفتی با چشمان باز
open-eyed stare
نگاهی با چشمان باز
open-eyed curiosity
تاکید با چشمان باز
open-eyed observation
مشاهده با چشمان باز
open-eyed attention
توجه با چشمان باز
open-eyed view
نگاه با چشمان باز
she stood open-eyed, watching the fireworks explode in the night sky.
او با چشمان باز ایستاده بود و به شعلهوریهای شب نگاه میکرد.
the child remained open-eyed and fascinated by the dancing puppets.
کودک با چشمان باز ماند و به دوچرخههای رقصان شگفتزده بود.
he listened open-eyed to the speaker's passionate and inspiring words.
او با چشمان باز به سخنان شغوف و الهامبخش سخنران گوش داد.
the audience sat open-eyed, captivated by the magician's illusions.
بینندهها با چشمان باز نشسته بودند و به ایلیزیونهای جادوگر شگفتزده بودند.
open-eyed curiosity drove her to explore the ancient ruins.
شگفتی با چشمان باز او را به کاوش در باقیماندههای باستانی ترغیب کرد.
the dog watched open-eyed as the squirrel scampered up the tree.
سگ با چشمان باز به سروش که به سرعت به بالای درخت میرفت، نگاه میکرد.
he arrived open-eyed and eager to start his new job.
او با چشمان باز و شوقزده به شغل جدیدش رسید.
the students were open-eyed and attentive during the lecture.
دانشآموزان در حین سخنرانی با چشمان باز و توجهمند بودند.
she gazed open-eyed at the breathtaking view from the mountain top.
او با چشمان باز به منظرهای زیبا از بالای کوه نگاه میکرد.
the toddler sat open-eyed, observing every detail of the bustling market.
کودک با چشمان باز نشسته بود و به هر جزئیت بازار شلوغ نگاه میکرد.
he remained open-eyed throughout the entire concert, mesmerized by the music.
او در طول کل کنسرت با چشمان باز ماند و به موسیقی شگفتزده بود.
open-eyed wonder
عجیب و غریب با چشمان باز
open-eyed gaze
نگاهی با چشمان باز
open-eyed look
نگاهی با چشمان باز
open-eyed child
کودکی با چشمان باز
open-eyed surprise
شگفتی با چشمان باز
open-eyed stare
نگاهی با چشمان باز
open-eyed curiosity
تاکید با چشمان باز
open-eyed observation
مشاهده با چشمان باز
open-eyed attention
توجه با چشمان باز
open-eyed view
نگاه با چشمان باز
she stood open-eyed, watching the fireworks explode in the night sky.
او با چشمان باز ایستاده بود و به شعلهوریهای شب نگاه میکرد.
the child remained open-eyed and fascinated by the dancing puppets.
کودک با چشمان باز ماند و به دوچرخههای رقصان شگفتزده بود.
he listened open-eyed to the speaker's passionate and inspiring words.
او با چشمان باز به سخنان شغوف و الهامبخش سخنران گوش داد.
the audience sat open-eyed, captivated by the magician's illusions.
بینندهها با چشمان باز نشسته بودند و به ایلیزیونهای جادوگر شگفتزده بودند.
open-eyed curiosity drove her to explore the ancient ruins.
شگفتی با چشمان باز او را به کاوش در باقیماندههای باستانی ترغیب کرد.
the dog watched open-eyed as the squirrel scampered up the tree.
سگ با چشمان باز به سروش که به سرعت به بالای درخت میرفت، نگاه میکرد.
he arrived open-eyed and eager to start his new job.
او با چشمان باز و شوقزده به شغل جدیدش رسید.
the students were open-eyed and attentive during the lecture.
دانشآموزان در حین سخنرانی با چشمان باز و توجهمند بودند.
she gazed open-eyed at the breathtaking view from the mountain top.
او با چشمان باز به منظرهای زیبا از بالای کوه نگاه میکرد.
the toddler sat open-eyed, observing every detail of the bustling market.
کودک با چشمان باز نشسته بود و به هر جزئیت بازار شلوغ نگاه میکرد.
he remained open-eyed throughout the entire concert, mesmerized by the music.
او در طول کل کنسرت با چشمان باز ماند و به موسیقی شگفتزده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید