befalls

[ایالات متحده]/bɪˈfɔːlz/
[بریتانیا]/biˈfɔlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برای کسی پیش آمدن؛ برای کسی اتفاق افتادن یا تأثیر گذاشتن

جملات نمونه

when disaster befalls a community, they must come together to rebuild.

زمانی که فاجعه‌ای به یک جامعه وارد می‌شود، آن‌ها باید برای بازسازی کنار هم بیایند.

it is important to be prepared for what befalls you in life.

آماده بودن برای آنچه در زندگی برایتان رخ می‌دهد مهم است.

unexpected joy often befalls those who least expect it.

شادی غیرمنتظره اغلب به کسانی رخ می‌دهد که کمترین انتظار را دارند.

when misfortune befalls you, remember that it is only temporary.

زمانی که بدبختی به شما رخ می‌دهد، به یاد داشته باشید که فقط موقتی است.

what befalls a person is sometimes beyond their control.

چه چیزی به یک شخص رخ می‌دهد گاهی اوقات از کنترل آن‌ها خارج است.

great opportunities may befall those who are patient.

فرصت‌های بزرگ ممکن است به کسانی که صبور هستند، رخ دهد.

joy and sorrow alike befall us throughout our lives.

شادی و غم به طور یکسان در طول زندگی ما رخ می‌دهد.

sometimes, what befalls you can lead to unexpected growth.

گاهی اوقات، آنچه به شما رخ می‌دهد می‌تواند منجر به رشد غیرمنتظره شود.

when tragedy befalls a family, support from friends is crucial.

زمانی که تراژدی به یک خانواده رخ می‌دهد، حمایت از دوستان بسیار مهم است.

whatever befalls you, face it with courage and determination.

هر چه به شما رخ می‌دهد، با شجاعت و قاطعیت با آن روبرو شوید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید