bellyacher

[ایالات متحده]/ˈbelɪˌkeɪ.ər/
[بریتانیا]/ˈbɛliˌker/

ترجمه

n. شخصی که به طور مفرط و مکرر در مورد مسائل جزئی شکایت می‌کند.; کسی که به طور مداوم ناله یا شکایت می‌کند.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

bellyacher's complaints

شکایات غرغرو

a real bellyacher

غرغروی واقعی

ignore the bellyacher

غرغرو را نادیده بگیرید

bellyacher's negativity

منفی‌گرایی غرغرو

the bellyacher’s attitude

حرف غرغرو

جملات نمونه

stop being such a bellyacher and help us out.

دیگه مثل غرغرو رفتار نکن و به ما کمک کن.

he's always a bellyacher when things don't go his way.

وقتی که کارها طبق میلش پیش نمی‌رود، همیشه مثل یک غرغرو رفتار می‌کند.

my brother is a real bellyacher about the weather.

برادرم در مورد هوا همیشه غر می‌زند.

don't be a bellyacher; it's just a little rain.

غرغرو نباش؛ فقط یک باران کوچک است.

she has a reputation for being a bellyacher in the office.

او در محل کار به خاطر غرغرو بودن معروف است.

every time we lose, he turns into a bellyacher.

هر بار که شکست می‌خوریم، او تبدیل به یک غرغرو می‌شود.

i wish he would stop being a bellyacher during meetings.

امیدوارم در طول جلسات غرغرو بودن را کنار بگذارد.

being a bellyacher won't solve any problems.

غرغرو بودن هیچ مشکلی را حل نخواهد کرد.

she was such a bellyacher that no one wanted to be around her.

او آنقدر غرغرو بود که هیچ کس نمی‌خواست کنارش باشد.

he needs to learn that being a bellyacher is not helpful.

او باید یاد بگیرد که غرغرو بودن مفید نیست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید