| جمع | bespeaks |
| قسمت سوم فعل | bespoken |
| صفت یا فعل حال استمراری | bespeaking |
| شکل سوم شخص مفرد | bespeaks |
| زمان گذشته | bespoke |
bespeak a table
درخواست یک میز
bespeak a service
درخواست یک سرویس
disorder that bespeaks negligence;
اختلالی که نشاندهنده بیاحتیاطی است;
a grand old face that bespeaks suffering but not defeat.
چهرهای پیر و جدی که نشاندهنده رنج است اما نه شکست.
fearful weapons that bespeak great loss of life.
سلاحهای ترسناک که نشاندهنده تلفات زیاد جان هستند.
Today’s events bespeak future tragedy.
رویدادهای امروز نشاندهنده تراژدی آینده هستند.
He raised his head to bespeak his son's wish.
او سرش را بلند کرد تا خواسته پسرش را بیان کند.
His elegant attire bespoke his impeccable taste.
لباسهای شیک او نشاندهنده سلیقه بینقص او بود.
The grand mansion bespoke the wealth of its owner.
خانه بزرگ نشاندهنده ثروت صاحب آن بود.
Her actions bespeak a deep sense of compassion.
رفتار او نشاندهنده حس همدلی عمیق است.
The old photographs bespeak a bygone era.
عکسهای قدیمی نشاندهنده دورانی گذشته هستند.
His confident demeanor bespeaks his leadership qualities.
ظاهر با اعتماد به نفس او نشاندهنده ویژگیهای رهبری او است.
The intricate design of the jewelry bespoke the craftsmanship of the artisan.
طراحی پیچیده جواهرات نشاندهنده مهارت صنعتگر بود.
The stormy clouds bespeak an impending thunderstorm.
ابرهای طوفانی نشاندهنده رعد و برق قریب الوقوع هستند.
The elaborate decorations bespeak a festive celebration.
تزئینات پیچیده نشاندهنده جشنهای شاداب هستند.
His silence bespeaks his disapproval of the decision.
سکوت او نشاندهنده نارضایتی او از تصمیم بود.
The beautiful sunset bespeaks the end of a perfect day.
غروب زیبای خورشید نشاندهنده پایان یک روز کامل است.
bespeak a table
درخواست یک میز
bespeak a service
درخواست یک سرویس
disorder that bespeaks negligence;
اختلالی که نشاندهنده بیاحتیاطی است;
a grand old face that bespeaks suffering but not defeat.
چهرهای پیر و جدی که نشاندهنده رنج است اما نه شکست.
fearful weapons that bespeak great loss of life.
سلاحهای ترسناک که نشاندهنده تلفات زیاد جان هستند.
Today’s events bespeak future tragedy.
رویدادهای امروز نشاندهنده تراژدی آینده هستند.
He raised his head to bespeak his son's wish.
او سرش را بلند کرد تا خواسته پسرش را بیان کند.
His elegant attire bespoke his impeccable taste.
لباسهای شیک او نشاندهنده سلیقه بینقص او بود.
The grand mansion bespoke the wealth of its owner.
خانه بزرگ نشاندهنده ثروت صاحب آن بود.
Her actions bespeak a deep sense of compassion.
رفتار او نشاندهنده حس همدلی عمیق است.
The old photographs bespeak a bygone era.
عکسهای قدیمی نشاندهنده دورانی گذشته هستند.
His confident demeanor bespeaks his leadership qualities.
ظاهر با اعتماد به نفس او نشاندهنده ویژگیهای رهبری او است.
The intricate design of the jewelry bespoke the craftsmanship of the artisan.
طراحی پیچیده جواهرات نشاندهنده مهارت صنعتگر بود.
The stormy clouds bespeak an impending thunderstorm.
ابرهای طوفانی نشاندهنده رعد و برق قریب الوقوع هستند.
The elaborate decorations bespeak a festive celebration.
تزئینات پیچیده نشاندهنده جشنهای شاداب هستند.
His silence bespeaks his disapproval of the decision.
سکوت او نشاندهنده نارضایتی او از تصمیم بود.
The beautiful sunset bespeaks the end of a perfect day.
غروب زیبای خورشید نشاندهنده پایان یک روز کامل است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید