bewilders

[ایالات متحده]/bɪˈwɪldərz/
[بریتانیا]/bɪˈwɪldərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کسی را به شدت گیج یا حیرت زده کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

bewilders me completely

کاملاً من را گیج می‌کند

bewilders the audience

کاملاً مخاطبان را گیج می‌کند

bewilders everyone present

کاملاً همه افراد حاضر را گیج می‌کند

bewilders the experts

کاملاً کارشناسان را گیج می‌کند

جملات نمونه

his sudden change in behavior bewilders everyone around him.

تغییر ناگهانی رفتار او باعث سردرگمی همه اطرافیانش می‌شود.

the complex instructions bewilders the new employees.

دستورالعمل‌های پیچیده باعث سردرگمی کارمندان جدید می‌شود.

it bewilders me how she managed to solve that problem.

برای من عجیب است که چگونه او توانست آن مشکل را حل کند.

the variety of choices at the restaurant bewilders many diners.

تنوع انتخاب‌ها در رستوران بسیاری از غذاخوریان را سردرگم می‌کند.

his explanation only bewilders the audience further.

توضیحات او فقط باعث سردرگمی بیشتر مخاطبان می‌شود.

the unexpected plot twist in the movie bewilders the viewers.

پیچش غیرمنتظره داستان در فیلم بینندگان را سردرگم می‌کند.

the intricate puzzle bewilders even the smartest players.

معمای پیچیده حتی بازیکنان باهوش را نیز سردرگم می‌کند.

her decision to leave the job bewilders her colleagues.

تصمیم او برای ترک شغل همکارانش را سردرگم می‌کند.

the scientific data presented in the report bewilders the researchers.

اطلاعات علمی ارائه شده در گزارش محققان را سردرگم می‌کند.

the sudden weather change bewilders the travelers.

تغییر ناگهانی آب و هوا مسافران را سردرگم می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید