big-hearted person
فرد سخاوتمند
big-hearted gesture
حرکتی سخاوتمندانه
big-hearted welcome
استقبال گرم و صمیمانه
big-hearted smile
لبخند سخاوتمندانه
was big-hearted
بزرگدل بود
big-hearted support
حمایت سخاوتمندانه
being big-hearted
بزرگدل بودن
big-hearted friend
دوست سخاوتمند
big-hearted act
عمل سخاوتمندانه
big-hearted nature
طبع سخاوتمند
she's a big-hearted woman who always donates to charity.
او زنی با قلب بزرگ است که همیشه به خیریه اهدا میکند.
despite his wealth, he remained a big-hearted and humble man.
با وجود ثروت خود، او مردی با قلب بزرگ و متواضع باقی ماند.
the big-hearted volunteer spent hours helping at the animal shelter.
داوطلب با قلب بزرگی ساعتها در پناهگاه حیوانات کمک کرد.
it was a big-hearted gesture to offer them a place to stay.
ارائه یک مکان برای اقامت به آنها یک حرکت با قلب بزرگ بود.
he has a big-hearted nature and is always willing to lend a hand.
او طبیعتی با قلب بزرگ دارد و همیشه آماده کمک است.
the big-hearted community rallied together to support the family.
جامعه با قلب بزرگی برای حمایت از خانواده گرد هم آمدند.
she gave a big-hearted welcome to the new neighbors.
او از همسایگان جدید با خوشامدگویی با قلب بزرگ استقبال کرد.
his big-hearted spirit inspired everyone around him.
روحیه با قلب بزرگ او الهامبخش همه اطرافیانش بود.
the big-hearted doctor worked tirelessly to save lives.
پزشک با قلب بزرگی بیوقفه برای نجات جانها کار کرد.
a big-hearted thank you to everyone who helped us.
تشکر با قلب بزرگ از همه کسانی که به ما کمک کردند.
she's known for her big-hearted generosity and kindness.
او به خاطر سخاوت و مهربانی با قلب بزرگش شناخته شده است.
big-hearted person
فرد سخاوتمند
big-hearted gesture
حرکتی سخاوتمندانه
big-hearted welcome
استقبال گرم و صمیمانه
big-hearted smile
لبخند سخاوتمندانه
was big-hearted
بزرگدل بود
big-hearted support
حمایت سخاوتمندانه
being big-hearted
بزرگدل بودن
big-hearted friend
دوست سخاوتمند
big-hearted act
عمل سخاوتمندانه
big-hearted nature
طبع سخاوتمند
she's a big-hearted woman who always donates to charity.
او زنی با قلب بزرگ است که همیشه به خیریه اهدا میکند.
despite his wealth, he remained a big-hearted and humble man.
با وجود ثروت خود، او مردی با قلب بزرگ و متواضع باقی ماند.
the big-hearted volunteer spent hours helping at the animal shelter.
داوطلب با قلب بزرگی ساعتها در پناهگاه حیوانات کمک کرد.
it was a big-hearted gesture to offer them a place to stay.
ارائه یک مکان برای اقامت به آنها یک حرکت با قلب بزرگ بود.
he has a big-hearted nature and is always willing to lend a hand.
او طبیعتی با قلب بزرگ دارد و همیشه آماده کمک است.
the big-hearted community rallied together to support the family.
جامعه با قلب بزرگی برای حمایت از خانواده گرد هم آمدند.
she gave a big-hearted welcome to the new neighbors.
او از همسایگان جدید با خوشامدگویی با قلب بزرگ استقبال کرد.
his big-hearted spirit inspired everyone around him.
روحیه با قلب بزرگ او الهامبخش همه اطرافیانش بود.
the big-hearted doctor worked tirelessly to save lives.
پزشک با قلب بزرگی بیوقفه برای نجات جانها کار کرد.
a big-hearted thank you to everyone who helped us.
تشکر با قلب بزرگ از همه کسانی که به ما کمک کردند.
she's known for her big-hearted generosity and kindness.
او به خاطر سخاوت و مهربانی با قلب بزرگش شناخته شده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید