blacksmithing

[ایالات متحده]/[ˈblæksmɪθɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈblæksmɪθɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هنر کار کردن با فلز، به ویژه آهن، با گرم کردن و فشار دادن آن به شکل مورد نظر؛ کار یا حرفه کوره‌گر.
v. فلز را به گونه‌ای که یک کوره‌گر می‌کند کار کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

blacksmithing history

تاریخ کوره‌کاری

doing blacksmithing

کوره‌کاری کردن

ancient blacksmithing

کوره‌کاری باستانی

skilled blacksmithing

کوره‌کاری ماهر

traditional blacksmithing

کوره‌کاری سنتی

learning blacksmithing

یادگیری کوره‌کاری

practicing blacksmithing

تمرین کوره‌کاری

blacksmithing tools

ابزارهای کوره‌کاری

historical blacksmithing

کوره‌کاری تاریخی

rural blacksmithing

کوره‌کاری روستایی

جملات نمونه

he learned the traditional craft of blacksmithing from his grandfather.

او هنر سنتی کوره‌کاری را از دادگان خود یاد گرفت.

the blacksmithing workshop smelled of coal and hot metal.

گوگر کوره‌کاری بوی کوره و فلز گرم داشت.

she admired the intricate details of the hand-forged horseshoe.

او جزئیات پیچیده چرخ گوشتی که دستی ساخته شده بود را دوست داشت.

blacksmithing requires strength, skill, and patience.

کوره‌کاری نیرو، مهارت و صبر نیاز دارد.

he specialized in decorative blacksmithing, creating beautiful gates and railings.

او به کوره‌کاری زیبایی وسایل زیبایی مانند درها و راهروها ایجاد کردن متخصص شد.

the blacksmithing tools were carefully maintained and passed down through generations.

ابزارهای کوره‌کاری با دقت نگهداری شدند و از نسل به نسل منتقل شدند.

the museum displayed a fascinating exhibit on the history of blacksmithing.

موزه یک نمایش جذابی درباره تاریخ کوره‌کاری نمایش داد.

he used a variety of techniques in his blacksmithing, including forging and welding.

او در کوره‌کاری خود از دسته‌ای از فنون استفاده می‌کرد، از جمله فورج و جوشکاری.

the blacksmithing community is dedicated to preserving this ancient art.

جامعه کوره‌کاری به حفظ این هنر باستانی متعهد است.

she was captivated by the rhythmic hammering of the blacksmithing process.

او توسط ضرب‌المثل کوره‌کاری از ریتمی کار کوره‌کاری به شگفتی افتاد.

he started an apprenticeship to learn the basics of blacksmithing.

او یک دوره دبیرستانی را شروع کرد تا مبانی کوره‌کاری را یاد بگیرد.

the blacksmithing demonstration showed the transformation of raw metal.

نمایش کوره‌کاری تبدیل فلز خام را نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید