blasphemer

[ایالات متحده]/blæsˈfɛmər/
[بریتانیا]/blæˈsfɛmər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که به طور بی‌احترامی درباره خدا یا چیزهای مقدس صحبت می‌کند.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

blasphemer against god

اهانت کننده به خدا

condemn a blasphemer

محکوم کردن یک اهانت کننده

punish the blasphemer

مجازات اهانت کننده

a notorious blasphemer

یک اهانت کننده مشهور

blasphemer's words

کلمات اهانت کننده

جملات نمونه

the blasphemer was condemned by the community.

مظاهر مورد محکومیت جامعه قرار گرفت.

many consider him a blasphemer for his controversial views.

بسیاری او را به دلیل نظرات بحث برانگیزش، کافر می‌دانند.

the blasphemer faced severe punishment from the authorities.

مظاهر با مجازات شدید از سوی مقامات روبرو شد.

in some cultures, being labeled a blasphemer can be dangerous.

در برخی فرهنگ‌ها، برچسب زدن به کسی به عنوان کافر می‌تواند خطرناک باشد.

the artist was accused of being a blasphemer for his work.

هنرمند به دلیل آثارش به کافر بودن متهم شد.

debates about the blasphemer's statements sparked outrage.

بحث درباره اظهارات کافر خشم عمومی را برانگیخت.

some view the blasphemer as a martyr for free speech.

برخی او را به عنوان یک شهید برای آزادی بیان می‌بینند.

the book was banned because it featured a blasphemer as a character.

کتاب به این دلیل ممنوع شد که شخصیتی کافر در آن وجود داشت.

his remarks were seen as the words of a blasphemer.

اظهارات او به عنوان سخنان یک کافر تلقی شد.

being a blasphemer can lead to social ostracism.

کافر بودن می‌تواند منجر به طرد اجتماعی شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید