blotch

[ایالات متحده]/blɒtʃ/
[بریتانیا]/blɑtʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک علامت یا ورم قرمز روی پوست، یک قطره بزرگ جوهر یا رنگ که ریخته است
vt. پوشاندن با لکه‌ها یا آلودگی‌ها، کثیف کردن
Word Forms
قسمت سوم فعلblotched
صفت یا فعل حال استمراریblotching
زمان گذشتهblotched
شکل سوم شخص مفردblotches
جمعblotches

عبارات و ترکیب‌ها

ink blotch

لکه‌ی جوهر

blotch of paint

لکه‌ی رنگ

جملات نمونه

red blotches on her face.

لکه‌های قرمز روی صورتش

any of various pale blotched snakes

هر یک از مارمولک‌های رنگ‌پریده با خال‌خالی

The scutulis of females are yellow, and foreside of wings is light fumed with a dark blotch covered by dense black thick hairs.

زیرلوبرهای ماده زرد هستند و قسمت جلویی بال‌ها روشن است و با دوده‌ای تیره پوشیده شده است که با پرزهای سیاه و ضخیم پوشیده شده است.

Effectively suppresses melanin foration deep within the skin which helps diminsh blotching,spots and freckles.

به طور مؤثر تولید ملانین را در عمق پوست سرکوب می‌کند که به کاهش لکه‌های، نقاط و کک و مک کمک می‌کند.

Pale clart,Lotus_shaped;thicksheeny petals,erectly bloomed,tiny pointed round leaves with puckers and blotches,half_spreading.

رنگ روشن، به شکل نیلوفر؛ گلبرگ‌های ضخیم و براق، به طور مستقیم شکوفه داده، برگ‌های کوچک، تیز و گرد با چین و چروک و لکه‌ها، نیمه‌گسترده.

Sun Blotch is a viral disease that causes yellowed streaking of young stems, mottling and crinkling of new leaves and occasional deformation of the fruit.

Sun Blotch یک بیماری ویروسی است که باعث ایجاد خطوط زرد در ساقه های جوان، لکه دار شدن و چروکیدگی برگ های جدید و گاهی تغییر شکل میوه می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید