| شکل سوم شخص مفرد | bludgeons |
| جمع | bludgeons |
| صفت یا فعل حال استمراری | bludgeoning |
| زمان گذشته | bludgeoned |
| قسمت سوم فعل | bludgeoned |
to bludgeon someone
کتک زدن کسی
the bludgeon of satire
اجبه سخره
bludgeon sb. into doing sth.
اجبار کسی برای انجام کاری
she was determined not to be bludgeoned into submission.
او مصمم بود که به زور وادار به تسلیم نشود.
She had been bludgeoned to death.
او به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود تا به مرگ.
had to be bludgeoned into fulfilling his responsibilities. See also Synonyms at threaten
او مجبور بود تا با فشار و اجبار مسئولیتهای خود را انجام دهد. همچنین به مترادفها در بخش تهدید توجه کنید.
Synonyms bludgeon, bluster, ||bounce, browbeat, bulldoze, bully, bullyrag, cow, dragoon, hector, ||ruffle, strong-arm, terrorize
مترادفها: بلجین، پُفخوری، ||پرش، تهدید، فشار آوردن، زورگویی، ترساندن
The man that drives a tractor often uses the language of dog vituperation a pig to scold asbestine, return bludgeon occur simultaneously occasionally.
مردی که راننده تراکتور است اغلب از زبان ناسزاگوییهای سگی استفاده میکند، خوکها برای سرزنش آسبستین، بازگشت بلجین گاهی اوقات به طور همزمان رخ میدهد.
to bludgeon someone
کتک زدن کسی
the bludgeon of satire
اجبه سخره
bludgeon sb. into doing sth.
اجبار کسی برای انجام کاری
she was determined not to be bludgeoned into submission.
او مصمم بود که به زور وادار به تسلیم نشود.
She had been bludgeoned to death.
او به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود تا به مرگ.
had to be bludgeoned into fulfilling his responsibilities. See also Synonyms at threaten
او مجبور بود تا با فشار و اجبار مسئولیتهای خود را انجام دهد. همچنین به مترادفها در بخش تهدید توجه کنید.
Synonyms bludgeon, bluster, ||bounce, browbeat, bulldoze, bully, bullyrag, cow, dragoon, hector, ||ruffle, strong-arm, terrorize
مترادفها: بلجین، پُفخوری، ||پرش، تهدید، فشار آوردن، زورگویی، ترساندن
The man that drives a tractor often uses the language of dog vituperation a pig to scold asbestine, return bludgeon occur simultaneously occasionally.
مردی که راننده تراکتور است اغلب از زبان ناسزاگوییهای سگی استفاده میکند، خوکها برای سرزنش آسبستین، بازگشت بلجین گاهی اوقات به طور همزمان رخ میدهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید