roomer

[ایالات متحده]/ˈruːmə/
[بریتانیا]/ˈrumər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مستأجر یا مهمان؛ به طور خاص، فردی که یک اتاق را اجاره می‌کند
Word Forms
جمعroomers

عبارات و ترکیب‌ها

new roomer

اجاره‌نشین جدید

roomer agreement

توافق‌نامه اجاره‌نشین

roomer situation

وضعیت اجاره‌نشین

roomer policy

سیاست اجاره‌نشین

responsible roomer

اجاره‌نشین مسئول

roomer finder

یافت‌کننده اجاره‌نشین

roomer issues

مشکلات اجاره‌نشین

roomer rights

حقوق اجاره‌نشین

roomer services

خدمات اجاره‌نشین

roomer requirements

الزامات اجاره‌نشین

جملات نمونه

she is looking for a roomer to share her apartment.

او به دنبال هم اتاقی برای تقسیم آپارتمانش است.

the roomer pays rent at the beginning of each month.

هم اتاقی او در ابتدای هر ماه اجاره پرداخت می کند.

having a roomer can help reduce living expenses.

داشتن هم اتاقی می تواند به کاهش هزینه های زندگی کمک کند.

my roomer is very quiet and respectful.

هم اتاقی من بسیار آرام و محترم است.

it's important to set rules with your roomer.

تعیین قوانین با هم اتاقی مهم است.

she found a reliable roomer through an online listing.

او یک هم اتاقی قابل اعتماد از طریق یک آگهی آنلاین پیدا کرد.

my roomer and i often cook dinner together.

من و هم اتاقم اغلب با هم شام درست می کنیم.

they became good friends after being roomers for a year.

آنها پس از یک سال هم اتاقی تبدیل به دوست خوبی شدند.

it's nice to have a roomer who shares similar interests.

داشتن یک هم اتاقی که علایق مشابهی دارد خوب است.

her roomer is moving out next month.

هم اتاقی او ماه آینده نقل مکان می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید