bolsterer confidence
ایمنی روحی
bolsterer morale
انگیزه
bolsterer image
تصویر
the company sought a bolsterer to strengthen its market position.
شرکت به دنبال یک تقویت کننده برای تقویت موقعیت بازار خود بود.
he served as a key bolsterer for the team during the challenging season.
او در طول فصل چالش برانگیز به عنوان یک تقویت کننده کلیدی برای تیم خدمت کرد.
the new policy aims to be a bolsterer for small businesses.
سیاست جدید قصد دارد به عنوان یک تقویت کننده برای کسب و کارهای کوچک عمل کند.
she is a tireless bolsterer of her colleagues' efforts.
او یک تقویت کننده غیر خستگیناپذیری از تلاشهای همکاران خود است.
the government hopes the infrastructure project will be a significant bolsterer to the economy.
دولت امیدوار است که پروژه زیرساختی به عنوان یک تقویت کننده قابل توجه برای اقتصاد خواهد بود.
he proved to be a valuable bolsterer in the negotiations.
او ثابت کرد که در مذاکرات یک تقویت کننده ارزشمند است.
the research findings could be a bolsterer for the proposed legislation.
یافتههای تحقیق ممکن است به عنوان یک تقویت کننده برای قانون پیشنهادی عمل کنند.
the charity relies on dedicated volunteers who act as a bolsterer for their programs.
این خیریه به داوطلبان وفاداری وابسته است که به عنوان یک تقویت کننده برای برنامههای خود عمل میکنند.
the investor sought a strong bolsterer for the startup's growth.
سرمایه گذار به دنبال یک تقویت کننده قوی برای رشد شرکت نوپا بود.
the mentorship program provides a bolsterer for young professionals.
برنامه راهنمایی یک تقویت کننده برای متخصصان جوان فراهم میکند.
he is a constant bolsterer of innovation within the department.
او یک تقویت کننده ثابت از نوآوری در داخل بخش است.
bolsterer confidence
ایمنی روحی
bolsterer morale
انگیزه
bolsterer image
تصویر
the company sought a bolsterer to strengthen its market position.
شرکت به دنبال یک تقویت کننده برای تقویت موقعیت بازار خود بود.
he served as a key bolsterer for the team during the challenging season.
او در طول فصل چالش برانگیز به عنوان یک تقویت کننده کلیدی برای تیم خدمت کرد.
the new policy aims to be a bolsterer for small businesses.
سیاست جدید قصد دارد به عنوان یک تقویت کننده برای کسب و کارهای کوچک عمل کند.
she is a tireless bolsterer of her colleagues' efforts.
او یک تقویت کننده غیر خستگیناپذیری از تلاشهای همکاران خود است.
the government hopes the infrastructure project will be a significant bolsterer to the economy.
دولت امیدوار است که پروژه زیرساختی به عنوان یک تقویت کننده قابل توجه برای اقتصاد خواهد بود.
he proved to be a valuable bolsterer in the negotiations.
او ثابت کرد که در مذاکرات یک تقویت کننده ارزشمند است.
the research findings could be a bolsterer for the proposed legislation.
یافتههای تحقیق ممکن است به عنوان یک تقویت کننده برای قانون پیشنهادی عمل کنند.
the charity relies on dedicated volunteers who act as a bolsterer for their programs.
این خیریه به داوطلبان وفاداری وابسته است که به عنوان یک تقویت کننده برای برنامههای خود عمل میکنند.
the investor sought a strong bolsterer for the startup's growth.
سرمایه گذار به دنبال یک تقویت کننده قوی برای رشد شرکت نوپا بود.
the mentorship program provides a bolsterer for young professionals.
برنامه راهنمایی یک تقویت کننده برای متخصصان جوان فراهم میکند.
he is a constant bolsterer of innovation within the department.
او یک تقویت کننده ثابت از نوآوری در داخل بخش است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید