boomingly

[ایالات متحده]/[ˈbuːmɪŋli]/
[بریتانیا]/[ˈbuːmɪŋli]/

ترجمه

adv. به شکلی در حال رشد و افزایش گسترده؛ با صدای بلند و با اشتیاق؛ با افزایش ناگهانی و محسوس.

عبارات و ترکیب‌ها

boomingly loud

خیلی بلند

boomingly successful

خیلی موفق

boomingly enthusiastic

خیلی خوشحال

boomingly clear

خیلی واضح

boomingly bright

خیلی روشن

boomingly happy

خیلی خوشحال

boomingly fast

خیلی سریع

boomingly growing

خیلی رشد کرده

boomingly vibrant

خیلی زنده

boomingly powerful

خیلی قدرتمند

جملات نمونه

the manager boomingly announced the record-breaking quarterly profits to the cheering staff.

مدیر با صدای بلند و قوی اعلام کرد که سود نیم‌ساله آن‌ها به رکورد می‌رسد، در حالی که کارکنان با خوشحالی حضور داشتند.

thunder boomingly rolled across the valley, echoing off the steep canyon walls.

برق‌های رعد و برق با صدای بلند در دل وادی می‌گذشت و از دیوارهای کهک‌های شیب‌دار بازتاب می‌یافت.

he laughed boomingly at the comedian's joke, causing everyone in the quiet theater to turn around.

وی با صدای بلند به خنده فکاهی کمدیان پاسخ داد، باعث شد که همه در تئاتر آرام با چرخیدن به سمت او نگاه کنند.

the grand pipe organ played boomingly, shaking the very foundations of the ancient cathedral.

آهنگ زیبا و بلند اورگان بزرگ باعث لرزش بنیادهای کلیسا قدیم شد.

"order in the court!" the judge boomingly declared, silencing the murmuring spectators instantly.

دیوانه با صدای بلند اعلام کرد: «بی‌نظامی در دادگاه!» و فوراً تمامی حاضران را به سکوت واداشت.

the bass speaker boomingly reverberated through the club, vibrating the floor beneath our feet.

میکروفون پایه با صدای بلند در کلاب تکان می‌خورد و زمین زیر پای ما را لرزاند.

with a voice that carried boomingly across the stadium, the announcer introduced the home team.

آگهی‌دهنده با صدایی که از طول ورزشگاه به طور بلند شنیده می‌شد، تیم میزبان را معرفی کرد.

the ocean waves crashed boomingly against the jagged rocks during the violent midnight storm.

در طوفان شدید شب، موج‌های اقیانوس با صدای بلند به سنگ‌های تیز برخورد کردند.

he boomingly commanded the troops to advance, his authority unquestioned by any soldier present.

وی با صدای بلند فرمان داد تا نیروها پیش بروند، در حالی که تمامی سربازان حاضر به این امر احترام می‌گذاشتند.

the fireworks exploded boomingly overhead, painting the night sky in brilliant shades of red and gold.

فروشگاه با صدای بلند در بالای ما انفجار کرد و آسمان شب را با رنگ‌های قرمز و طلایی زیبایی پر کرد.

the search engine boomingly increased its market share, leaving competitors far behind in the dust.

مотор جستجو با صدای بلند سهم بازار خود را افزایش داد و رقبا را در پس خود گذاشت.

a cannon fired boomingly to signal the start of the annual sailing regatta.

یک گلوله با صدای بلند برای اعلام شروع رقابت‌های سالانه قایق‌رانی شلیک شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید