barbarically murdered
کشتن بیرحمانه
barbarically tortured
مورد موبقات بیرحمانه قرار گرفتن
barbarically attacked
بهطور بیرحمانه حمله شد
barbarically slaughtered
بیرحمانه کشتن گروهی
the prisoners were treated barbarically by their captors for weeks.
زندانیان به مدت هفتهها به طور بیرحمانه توسط بازداشتگران خود مورد حمله قرار گرفتند.
the invading army behaved barbarically toward civilians in the occupied town.
نیروی مهاجم در شهر اشغال شده به شهروندان به طور بیرحمانه رفتار کرد.
the dictator ruled barbarically, crushing dissent and silencing the press.
دیکتاتور به طور بیرحمانه حکومت کرد، مخالفت را لشکن و رسانهها را خاموش کرد.
they were barbarically attacked in broad daylight near the station.
آنها به طور بیرحمانه در نزدیکی ایستگاه و در نور روز مورد حمله قرار گرفتند.
the hostage was barbarically murdered, shocking the entire community.
میزبان به طور بیرحمانه کشته شد و تمام جامعه را شوکه کرد.
the victims were barbarically beaten before the police arrived.
بیماران قبل از ورود پلیس به طور بیرحمانه ضرب و توبه شدند.
the gang tortured the man barbarically to force a confession.
گروه به طور بیرحمانه آن مرد را مورد شکنجه قرار داد تا اعتراف کند.
the warlord executed villagers barbarically as a warning to others.
نیروی نظامی به طور بیرحمانه روستاییها را کشت تا دیگران را هشدار دهد.
the animal was barbarically killed, and the case drew outrage online.
حیوان به طور بیرحمانه کشته شد و این مورد باعث غضب آنلاین شد.
the journalist was barbarically detained and denied basic medical care.
نویسنده را به طور بیرحمانه بازداشت کردند و مراقبت پزشکی پایه را رد کردند.
the suspect described a barbarically violent ritual carried out at night.
مشکوک یک رسمیت خشونتبار به طور بیرحمانه در شب انجام شده را توصیف کرد.
the protesters were dispersed barbarically, with batons and tear gas.
مظاهرکنندگان به طور بیرحمانه با گرما و گاز چشمه پراکنده شدند.
barbarically murdered
کشتن بیرحمانه
barbarically tortured
مورد موبقات بیرحمانه قرار گرفتن
barbarically attacked
بهطور بیرحمانه حمله شد
barbarically slaughtered
بیرحمانه کشتن گروهی
the prisoners were treated barbarically by their captors for weeks.
زندانیان به مدت هفتهها به طور بیرحمانه توسط بازداشتگران خود مورد حمله قرار گرفتند.
the invading army behaved barbarically toward civilians in the occupied town.
نیروی مهاجم در شهر اشغال شده به شهروندان به طور بیرحمانه رفتار کرد.
the dictator ruled barbarically, crushing dissent and silencing the press.
دیکتاتور به طور بیرحمانه حکومت کرد، مخالفت را لشکن و رسانهها را خاموش کرد.
they were barbarically attacked in broad daylight near the station.
آنها به طور بیرحمانه در نزدیکی ایستگاه و در نور روز مورد حمله قرار گرفتند.
the hostage was barbarically murdered, shocking the entire community.
میزبان به طور بیرحمانه کشته شد و تمام جامعه را شوکه کرد.
the victims were barbarically beaten before the police arrived.
بیماران قبل از ورود پلیس به طور بیرحمانه ضرب و توبه شدند.
the gang tortured the man barbarically to force a confession.
گروه به طور بیرحمانه آن مرد را مورد شکنجه قرار داد تا اعتراف کند.
the warlord executed villagers barbarically as a warning to others.
نیروی نظامی به طور بیرحمانه روستاییها را کشت تا دیگران را هشدار دهد.
the animal was barbarically killed, and the case drew outrage online.
حیوان به طور بیرحمانه کشته شد و این مورد باعث غضب آنلاین شد.
the journalist was barbarically detained and denied basic medical care.
نویسنده را به طور بیرحمانه بازداشت کردند و مراقبت پزشکی پایه را رد کردند.
the suspect described a barbarically violent ritual carried out at night.
مشکوک یک رسمیت خشونتبار به طور بیرحمانه در شب انجام شده را توصیف کرد.
the protesters were dispersed barbarically, with batons and tear gas.
مظاهرکنندگان به طور بیرحمانه با گرما و گاز چشمه پراکنده شدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید