caresses

[ایالات متحده]/kəˈrɛsɪz/
[بریتانیا]/kəˈrɛsiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لمس یا نوازش ملایم، به ویژه بدن یک معشوق
v. به آرامی و با محبت لمس یا نوازش کردن

عبارات و ترکیب‌ها

gentle caresses

نوازش‌های ملایم

soft caresses

نوازش‌های لطیف

loving caresses

نوازش‌های پر از محبت

sweet caresses

نوازش‌های شیرین

warm caresses

نوازش‌های گرم

tender caresses

نوازش‌های دلسوزانه

delicate caresses

نوازش‌های ظریف

passionate caresses

نوازش‌های پرشور

playful caresses

نوازش‌های بازیگوشانه

جملات نمونه

the gentle breeze caresses my face.

نسیم ملایم چهره من را نوازش می‌کند.

she caresses the soft fabric of the dress.

او پارچه نرم لباس را نوازش می‌کند.

the mother caresses her child's hair lovingly.

مادر با عشق موهای فرزندش را نوازش می‌کند.

the sun caresses the ocean waves at sunset.

خورشید در هنگام غروب امواج اقیانوس را نوازش می‌کند.

he caresses the guitar strings with finesse.

او با ظرافت سیم‌های گیتار را نوازش می‌کند.

she caresses the puppy gently.

او توله سگ را به آرامی نوازش می‌کند.

the artist caresses the canvas with vibrant colors.

هنرمند با رنگ‌های زنده بوم نقاشی را نوازش می‌کند.

the wind caresses the leaves of the trees.

باد برگ‌های درختان را نوازش می‌کند.

he caresses her cheek, whispering sweet words.

او گونه‌اش را نوازش می‌کند و کلمات شیرین زمزمه می‌کند.

the waves caress the shore in a rhythmic dance.

امواج در یک رقص ریتمیک ساحل را نوازش می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید