chewily

[ایالات متحده]//ˈtʃuːɪli//
[بریتانیا]//ˈtʃuːɪli//

ترجمه


adv.In a chewy manner; in a way that requires or involves chewing.


adv. به روشی جویدنی؛ به نحوی که نیاز به جویدن دارد یا شامل جویدن می‌شود.

جملات نمونه

the fresh bagels were baked chewilyn until golden brown.

نان‌های تازه به‌طور چاک‌چاکی پخته شدند تا به رنگ طلایی برسند.

she chewed chewilyn on the caramel candy.

او چاک‌چاکی روی نان‌های چروکی کaramel خورده بود.

the artisan bread was chewilyn textured and delicious.

نان هنرمندانه دارای بافت چاک‌چاکی و لذیذ بود.

he preferred his steak cooked chewilyn.

او گوشت گوسفندش را به‌طور چاک‌چاکی پخته می‌خواست.

the gummy bears were chewilyn and satisfying.

گومی بارها چاک‌چاکی و رضایت‌بخش بودند.

the restaurant prepares their bread chewilyn.

رستوران نان‌هایش را چاک‌چاکی می‌پزد.

her grandmother's rolls were always chewilyn baked.

نان‌های دوستش همیشه به‌طور چاک‌چاکی پخته می‌شدند.

the dried fruit became chewilyn after soaking.

میوه‌های خشک پس از جوشاندن چاک‌چاکی شدند.

they made the cookies chewilyn on purpose.

آن‌ها کوکی‌ها را به‌طور چاک‌چاکی درست کردند.

the traditional bread is chewilyn prepared in wood ovens.

نان سنتی در افران چوبی به‌طور چاک‌چاکی آماده می‌شود.

she enjoyed the chewilyn texture of the beef jerky.

او بافت چاک‌چاکی گوشت گوسفند خشک را دوست داشت.

the cake had a chewilyn crumb that was irresistible.

کیک دارای دانه‌های چاک‌چاکی بود که نمی‌توانست مقاومت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید