circumstantially

[ایالات متحده]/[ˈsɜːm.stən.ʃə.li]/
[بریتانیا]/[ˈsɞːr.kəm.stən.ʃə.li]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به گونه‌ای که شواهد غیرویژه ارائه می‌دهد؛ به دلیل شرایط؛ به اندازه‌ای که تحت تأثیر شرایط قرار دارد.

عبارات و ترکیب‌ها

circumstantially similar

مشابه از نظر شرایط

circumstantially connected

مربوط از نظر شرایط

circumstantially supported

پشتیبانی شده از نظر شرایط

circumstantially evident

明显 از نظر شرایط

circumstantially indicated

نشان داده شده از نظر شرایط

circumstantially relevant

مربوط از نظر شرایط

circumstantially true

درست از نظر شرایط

circumstantially possible

ممکن از نظر شرایط

circumstantially explained

توضیح داده شده از نظر شرایط

circumstantially proven

ثابت شده از نظر شرایط

جملات نمونه

the evidence circumstantially linked him to the crime scene.

دلایل به طور غیرمستقیم او را به محل جرم مربوط می‌کرد.

she circumstantially supported his alibi with witness statements.

او به طور غیرمستقیم با گزارش‌های شاهد دفاع او را تأیید کرد.

circumstantially, the weather conditions pointed to a storm.

به طور غیرمستقیم، شرایط آب و هوا به یک باران تیز اشاره می‌کرد.

the investigation circumstantially suggested foul play was involved.

تحقيقات به طور غیرمستقیم نشان داد که دخالت اشتباه در دستور کار بود.

circumstantially, the company's success was due to market trends.

به طور غیرمستقیم، موفقیت شرکت به دلیل روندهای بازار بود.

his behavior circumstantially indicated he was under stress.

رفتار او به طور غیرمستقیم نشان داد که او تحت فشار بود.

circumstantially, the data supported the researcher's hypothesis.

به طور غیرمستقیم، داده‌ها فرضیه تحقیق‌کننده را حمایت می‌کرد.

the witness circumstantially described the suspect's appearance.

شاهد به طور غیرمستقیم ظاهر مشکوک را توصیف کرد.

circumstantially, the project's failure was linked to poor planning.

به طور غیرمستقیم، شکست پروژه به دلیل برنامه‌ریزی ضعیف بود.

the lawyer circumstantially argued for his client's innocence.

دادستان به طور غیرمستقیم بی‌گناهی مشترک خود را دفاع کرد.

circumstantially, the decline in sales was attributed to increased competition.

به طور غیرمستقیم، کاهش فروش به دلیل افزایش رقابت بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید