clenched fists
مشتی گره کرده
clenched teeth
دندانهای مشت کرده
clenched jaw
چانه مشت کرده
clenched muscles
عضلات مشت کرده
clenched fist
مشتی گره کرده
clenched the steering wheel.
فرمان را مشت کرد.
Her hands clenched involuntarily.
دستهایش به طور ناخودآگاه مشت شد.
he clenched the steering wheel so hard that the car wobbled.
او آنقدر محکم فرمان را مشت کرد که ماشین به لرزه افتاد.
The girl clenched her money in her hand.
دختر پول خود را در دست مشت کرد.
clench one's teeth; clenched my fists in anger.
دندانهای خود را مشت کنید؛ مشتهایم را از خشم مشت کردم.
She clenched her teeth and refused to move.
او دندانهایش را مشت کرد و از حرکت امتناع کرد.
She clenched her hands in her lap to hide their trembling.
او دستهایش را در دامنش مشت کرد تا از لرزش آنها پنهان کند.
he clenched his fist and exhibited his bulging biceps.
او مشت خود را گره کرد و عضلات باد کردهاش را به نمایش گذاشت.
His hands clenched as he faced the enemy.
وقتی روبروی دشمن قرار گرفت، دستهایش مشت شد.
She clenched her teeth when she was operated on.
وقتی عمل جراحی روی او انجام شد، دندانهایش را مشت کرد.
Their fists were clenched so tightly that their nails dug deep into their palms.
مشتهایشان آنقدر محکم مشت شده بود که ناخنهایشان عمیقاً در کف دستهایشان فرو رفت.
clenched fists
مشتی گره کرده
clenched teeth
دندانهای مشت کرده
clenched jaw
چانه مشت کرده
clenched muscles
عضلات مشت کرده
clenched fist
مشتی گره کرده
clenched the steering wheel.
فرمان را مشت کرد.
Her hands clenched involuntarily.
دستهایش به طور ناخودآگاه مشت شد.
he clenched the steering wheel so hard that the car wobbled.
او آنقدر محکم فرمان را مشت کرد که ماشین به لرزه افتاد.
The girl clenched her money in her hand.
دختر پول خود را در دست مشت کرد.
clench one's teeth; clenched my fists in anger.
دندانهای خود را مشت کنید؛ مشتهایم را از خشم مشت کردم.
She clenched her teeth and refused to move.
او دندانهایش را مشت کرد و از حرکت امتناع کرد.
She clenched her hands in her lap to hide their trembling.
او دستهایش را در دامنش مشت کرد تا از لرزش آنها پنهان کند.
he clenched his fist and exhibited his bulging biceps.
او مشت خود را گره کرد و عضلات باد کردهاش را به نمایش گذاشت.
His hands clenched as he faced the enemy.
وقتی روبروی دشمن قرار گرفت، دستهایش مشت شد.
She clenched her teeth when she was operated on.
وقتی عمل جراحی روی او انجام شد، دندانهایش را مشت کرد.
Their fists were clenched so tightly that their nails dug deep into their palms.
مشتهایشان آنقدر محکم مشت شده بود که ناخنهایشان عمیقاً در کف دستهایشان فرو رفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید