| جمع | clear-outs |
clear-out sale
فروش برای از بین بردن
do a clear-out
انجام یک پاکسازی
clear-out time
زمان پاکسازی
major clear-out
پاکسازی عمده
clear-out process
فرآیند پاکسازی
clear-out everything
همه چیز را پاکسازی کنید
clear-out stock
پاکسازی موجودی
clear-out quickly
به سرعت پاکسازی کنید
clear-out closet
کمد را پاکسازی کنید
clear-out space
فضای خالی را پاکسازی کنید
we need to do a clear-out of the garage before winter.
ما باید قبل از زمستان، گاراژ را مرتب کنیم.
the office is planning a major clear-out of old files.
دفتر در حال برنامهریزی برای یک مرتبسازی بزرگ از فایلهای قدیمی است.
it's time for a wardrobe clear-out; i have too many clothes.
وقت آن رسیده که کمد لباسها را مرتب کنیم؛ لباسهای زیادی دارم.
the landlord requested a clear-out before we moved in.
صاحب ملک درخواست کرد که قبل از ورود ما، مرتبسازی انجام شود.
a thorough clear-out of the attic revealed some treasures.
یک مرتبسازی کامل از زیرشیرآزهها، گنجینههایی را آشکار کرد.
we're doing a kitchen clear-out to make space for new appliances.
ما در حال مرتبسازی آشپزخانه هستیم تا فضایی برای لوازم جدید ایجاد کنیم.
the charity shop accepted donations after our house clear-out.
پس از مرتبسازی خانه ما، مغازه خیریه کمکهای مالی را پذیرفت.
a spring clear-out is a great way to refresh your home.
مرتبسازی بهاری راهی عالی برای تازهسازی خانه شماست.
the company initiated a data clear-out to improve security.
شرکت برای بهبود امنیت، یک مرتبسازی دادهها را آغاز کرد.
before selling, we did a complete clear-out of the property.
قبل از فروش، ما یک مرتبسازی کامل از ملک انجام دادیم.
a quick clear-out of the drawers helped me find my keys.
یک مرتبسازی سریع کشوها به من کمک کرد تا کلیدهایم را پیدا کنم.
clear-out sale
فروش برای از بین بردن
do a clear-out
انجام یک پاکسازی
clear-out time
زمان پاکسازی
major clear-out
پاکسازی عمده
clear-out process
فرآیند پاکسازی
clear-out everything
همه چیز را پاکسازی کنید
clear-out stock
پاکسازی موجودی
clear-out quickly
به سرعت پاکسازی کنید
clear-out closet
کمد را پاکسازی کنید
clear-out space
فضای خالی را پاکسازی کنید
we need to do a clear-out of the garage before winter.
ما باید قبل از زمستان، گاراژ را مرتب کنیم.
the office is planning a major clear-out of old files.
دفتر در حال برنامهریزی برای یک مرتبسازی بزرگ از فایلهای قدیمی است.
it's time for a wardrobe clear-out; i have too many clothes.
وقت آن رسیده که کمد لباسها را مرتب کنیم؛ لباسهای زیادی دارم.
the landlord requested a clear-out before we moved in.
صاحب ملک درخواست کرد که قبل از ورود ما، مرتبسازی انجام شود.
a thorough clear-out of the attic revealed some treasures.
یک مرتبسازی کامل از زیرشیرآزهها، گنجینههایی را آشکار کرد.
we're doing a kitchen clear-out to make space for new appliances.
ما در حال مرتبسازی آشپزخانه هستیم تا فضایی برای لوازم جدید ایجاد کنیم.
the charity shop accepted donations after our house clear-out.
پس از مرتبسازی خانه ما، مغازه خیریه کمکهای مالی را پذیرفت.
a spring clear-out is a great way to refresh your home.
مرتبسازی بهاری راهی عالی برای تازهسازی خانه شماست.
the company initiated a data clear-out to improve security.
شرکت برای بهبود امنیت، یک مرتبسازی دادهها را آغاز کرد.
before selling, we did a complete clear-out of the property.
قبل از فروش، ما یک مرتبسازی کامل از ملک انجام دادیم.
a quick clear-out of the drawers helped me find my keys.
یک مرتبسازی سریع کشوها به من کمک کرد تا کلیدهایم را پیدا کنم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید