closemouthedness

[ایالات متحده]//ˈkləʊsˌmaʊðɪdnəs//
[بریتانیا]//ˈkloʊsˌmaʊðɪdnəs//

ترجمه

n. کیفیت یا حالت بودن بسته‌زبانی؛ خاموشی؛ ناخواستن به سخن گفتن آزادانه یا افشای اطلاعات؛ سرکوب یا پرهیزگاری قصدی در سخن گفتن؛ تمایل به پنهان کردن افکار، احساسات یا برنامه‌های خود.

عبارات و ترکیب‌ها

his closemouthedness

خاموشی‌اش

her closemouthedness

خاموشی‌اش

their closemouthedness

خاموشی‌شان

closemouthedness matters

خاموشی اهمیت دارد

closemouthedness helps

خاموشی کمک می‌کند

closemouthedness prevails

خاموشی غالب می‌شود

maintain closemouthedness

خاموشی را حفظ کن

practice closemouthedness

خاموشی را تمرین کن

value closemouthedness

خاموشی را ارزش‌مند بدان

closemouthedness today

خاموشی امروز

جملات نمونه

his closemouthedness about the merger fueled endless speculation in the office.

بسته ماندن او درباره ادغام باعث گمانه زنی بی پایان در دفتر شد.

her closemouthedness on personal matters is well known among her colleagues.

بسته ماندن او درباره امور شخصی او در میان همکارانش خیلی شناخته شده است.

the witness’s closemouthedness during cross-examination frustrated the defense team.

بسته ماندن شاهد در طول بازخوانی باعث ناراحتی تیم دفاعی شد.

i admired his closemouthedness under pressure, even when reporters pushed hard.

من از بسته ماندن او زیر فشار احترام گذاشتم، حتی وقتی گزارشگران سخت فشار دادند.

their closemouthedness about the budget cuts kept everyone on edge.

بسته ماندن آنها درباره کاهش بودجه باعث شد که همه در حالت تنش قرار بگیرند.

closemouthedness in negotiations can be a strength if it prevents careless disclosures.

بسته ماندن در مذاکرات می تواند قوتی باشد اگر افشای غلط را جلوگیری کند.

his sudden closemouthedness after the incident made me worry something was wrong.

بسته ماندن ناگهانی او پس از این حادثه باعث نگرانی من شد که چیزی اشتباه باشد.

management’s closemouthedness regarding layoffs created a climate of anxiety.

بسته ماندن مدیریت درباره کاهش کارکنان یک محیط نگران کننده ایجاد کرد.

her closemouthedness toward the press protected the family’s privacy.

بسته ماندن او نسبت به رسانه ها حریم خصوصی خانواده را حفظ کرد.

closemouthedness about the investigation is standard procedure until charges are filed.

بسته ماندن درباره تحقیق تا زمانی که اتهامات ثبت شود روال استاندارد است.

his closemouthedness left me with more questions than answers after the meeting.

بسته ماندن او باعث شد که پس از جلسه من سوالات بیشتری از پاسخ ها داشته باشم.

she maintained closemouthedness on the record and shared details only off the record.

او بسته ماندن را در ضبط حفظ کرد و جزئیات را فقط خارج از ضبط به اشتراک گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید