closenesses

[ایالات متحده]/[ˈkləʊsnɪs]/
[بریتانیا]/[ˈ kloʊ snɪs]/

ترجمه

n. درجه‌ای که چیزها به یکدیگر نزدیک هستند؛ یک اندازه‌ی آنچه که چیزها به یکدیگر مرتبط هستند؛ حالت بودن نزدیک.

عبارات و ترکیب‌ها

measuring closeness

اندازه گیری نزدیکی

feeling closeness

احساس نزدیکی

sense of closeness

احساس نزدیکی

increased closeness

افزایش نزدیکی

demonstrating closeness

نشان دادن نزدیکی

seeking closeness

جستجوی نزدیکی

experiencing closeness

تجربه نزدیکی

lack of closeness

کمبود نزدیکی

creating closeness

ایجاد نزدیکی

deep closeness

نزدیکی عمیق

جملات نمونه

we value our employees' closenesses to the company and its mission.

ما ارتباطات کارکنان خود با شرکت و مأموریت آن را ارزش می‌گذاریم.

the closenesses between family members can significantly impact a child's development.

ارتباطات بین اعضای خانواده می‌تواند تأثیر قابل توجهی بر رشد کودک داشته باشد.

measuring closenesses in relationships can help identify areas for improvement.

سنجش ارتباطات در روابط می‌تواند به شناسایی زمینه‌های بهبود کمک کند.

a sense of closenesses fosters trust and open communication within teams.

احساس ارتباطات به ایجاد اعتماد و ارتباط باز درون تیم‌ها کمک می‌کند.

the closenesses of the community created a supportive environment for newcomers.

ارتباطات جامعه محیطی حمایتی برای افراد جدید ایجاد کرد.

increased closenesses between nations can lead to greater cooperation on global issues.

افزایش ارتباطات بین کشورها می‌تواند به همکاری بیشتر در مسائل جهانی منجر شود.

the project's success depended on the closenesses between the various departments.

موفقیت پروژه به ارتباطات بین بخش‌های مختلف بستگی داشت.

we aim to cultivate closenesses with our customers through personalized service.

ما به دنبال فرهنگسازی ارتباطات با مشتریان خود از طریق خدمات شخصی‌سازی شده هستیم.

the closenesses of the research team allowed for rapid problem-solving.

ارتباطات تیم تحقیق به حل سریع مسائل امکان پذیر شد.

despite their differences, a closenesses existed between the two artists.

در این حال که تفاوت‌هایی وجود داشت، ارتباطی بین دو هنرمند وجود داشت.

the closenesses of the team members contributed to a positive work atmosphere.

ارتباطات اعضای تیم به ایجاد جو کاری مثبت کمک کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید