closings

[ایالات متحده]/ˈkləʊzɪŋz/
[بریتانیا]/ˈkloʊzɪŋz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پایان یا نتیجه چیزی؛ اظهارات یا بیانات نهایی؛ قسمت پایانی یک مقاله یا انشا؛ خاتمه یا نتیجه
v. عمل بستن یا بسته شدن

عبارات و ترکیب‌ها

job closings

بستن مشاغل

business closings

بستن کسب و کارها

store closings

بستن مغازه‌ها

school closings

بستن مدارس

season closings

بستن فصل‌ها

event closings

بستن رویدادها

contract closings

بستن قراردادها

account closings

بستن حساب‌ها

office closings

بستن دفاتر

transaction closings

بستن تراکنش‌ها

جملات نمونه

the store had many sales during its seasonal closings.

فروشگاه در طول تعطیلات فصلی، فروش‌های زیادی داشت.

he was worried about the closings of local businesses.

او نگران تعطلی کسب و کارهای محلی بود.

many schools announced their closings due to the snowstorm.

مدارس زیادی به دلیل طوفان برفی، تعطیلی خود را اعلام کردند.

they discussed the impact of store closings on the community.

آنها تأثیر تعطیلی مغازه‌ها بر جامعه را مورد بحث قرار دادند.

closings for the holiday season often lead to increased sales.

تعطیلی برای فصل تعطیلات اغلب منجر به افزایش فروش می‌شود.

she kept track of the restaurant closings in the area.

او پیگیری تعطیلی رستوران‌ها در منطقه را انجام می‌داد.

the company faced significant losses due to unexpected closings.

شرکت به دلیل تعطیلی‌های غیرمنتظره متحمل زیان‌های قابل توجهی شد.

closings of major highways can cause traffic delays.

تعطیلی بزرگراه‌ها می‌تواند باعث تأخیر در ترافیک شود.

they announced the closings of several branches this year.

آنها اعلام کردند که امسال چندین شعبه را تعطیل می‌کنند.

we need to prepare for the potential closings of schools.

ما باید برای تعطیلی احتمالی مدارس آماده شویم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید