completions

[ایالات متحده]/kəmˈpliːʃənz/
[بریتانیا]/kəmˈpliːʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل کامل کردن چیزی؛ پایان یا نتیجه؛ نهایی کردن یک معامله، به ویژه در املاک و مستغلات؛ کامل کردن یک تحویل یا توافق

عبارات و ترکیب‌ها

task completions

به‌طور کامل انجام وظایف

project completions

به‌طور کامل انجام پروژه‌ها

course completions

به‌طور کامل گذراندن دوره‌ها

goal completions

به‌طور کامل دستیابی به اهداف

assignment completions

به‌طور کامل انجام تکالیف

report completions

به‌طور کامل تهیه گزارش‌ها

form completions

به‌طور کامل تکمیل فرم‌ها

survey completions

به‌طور کامل تکمیل نظرسنجی‌ها

application completions

به‌طور کامل ارسال درخواست‌ها

submission completions

به‌طور کامل ارسال

جملات نمونه

we are awaiting the completions of the project.

ما منتظر تکمیل پروژه هستیم.

the completions of the tasks were ahead of schedule.

تکمیل وظایف زودتر از موعد مقرر انجام شد.

she received feedback on her recent completions.

او بازخورد در مورد تکمیل های اخیر خود دریافت کرد.

his completions were praised by the manager.

مدیر از تکمیل های او تمجید کرد.

we need to review the completions from last quarter.

ما باید تکمیل های سه ماهه گذشته را بررسی کنیم.

the report highlighted the completions of various projects.

گزارش به تکمیل پروژه های مختلف اشاره کرد.

completions in this area have significantly increased.

تکمیل ها در این زمینه به طور قابل توجهی افزایش یافته است.

she documented all the completions for the year.

او تمام تکمیل های سال را مستند کرد.

his completions exceeded our expectations.

تکمیل های او از انتظارات ما فراتر رفت.

we celebrated the completions of the major milestones.

ما جشن تکمیل نقاط عطف اصلی را گرفتیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید