clubbed together
متحد شده
clubbed foot
پا با پنجه چسبیده
clubbed seal
فکهی پنجهدار
clubbed fingers
انگشتان چسبیده
clubbed hair
موهای چسبیده
clubbed muscle
عضله چسبیده
clubbed style
سبک چسبیده
clubbed leaves
برگهای چسبیده
clubbed teams
تیمهای متحد
he clubbed together with his friends to buy a gift.
او با دوستانش برای خرید یک هدیه جمع کرد.
they clubbed the old furniture for a new look.
آنها وسایل قدیمی را برای یک ظاهر جدید تغییر دادند.
she clubbed her savings to go on vacation.
او پس انداز خود را برای رفتن به تعطیلات جمع کرد.
the team clubbed their resources to complete the project.
تیم منابع خود را برای تکمیل پروژه جمع کرد.
we clubbed our ideas to create a better plan.
ما ایده های خود را برای ایجاد یک برنامه بهتر جمع کردیم.
he was clubbed by the police during the arrest.
او در حین دستگیری توسط پلیس مورد ضرب و شتم قرار گرفت.
the children clubbed together to help their neighbor.
کودکان برای کمک به همسایه خود جمع شدند.
they clubbed the expenses to make it more affordable.
آنها هزینه ها را جمع کردند تا مقرون به صرفه تر شود.
she clubbed her friends for a surprise party.
او دوستانش را برای یک مهمانی غافلگیر کننده جمع کرد.
he was clubbed into submission by the group.
او توسط گروه تسلیم شد.
clubbed together
متحد شده
clubbed foot
پا با پنجه چسبیده
clubbed seal
فکهی پنجهدار
clubbed fingers
انگشتان چسبیده
clubbed hair
موهای چسبیده
clubbed muscle
عضله چسبیده
clubbed style
سبک چسبیده
clubbed leaves
برگهای چسبیده
clubbed teams
تیمهای متحد
he clubbed together with his friends to buy a gift.
او با دوستانش برای خرید یک هدیه جمع کرد.
they clubbed the old furniture for a new look.
آنها وسایل قدیمی را برای یک ظاهر جدید تغییر دادند.
she clubbed her savings to go on vacation.
او پس انداز خود را برای رفتن به تعطیلات جمع کرد.
the team clubbed their resources to complete the project.
تیم منابع خود را برای تکمیل پروژه جمع کرد.
we clubbed our ideas to create a better plan.
ما ایده های خود را برای ایجاد یک برنامه بهتر جمع کردیم.
he was clubbed by the police during the arrest.
او در حین دستگیری توسط پلیس مورد ضرب و شتم قرار گرفت.
the children clubbed together to help their neighbor.
کودکان برای کمک به همسایه خود جمع شدند.
they clubbed the expenses to make it more affordable.
آنها هزینه ها را جمع کردند تا مقرون به صرفه تر شود.
she clubbed her friends for a surprise party.
او دوستانش را برای یک مهمانی غافلگیر کننده جمع کرد.
he was clubbed into submission by the group.
او توسط گروه تسلیم شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید