crudely cut
برش زمخت
crudely drawn
کشیده شده زمخت
crudely made
ساخته شده زمخت
crudely constructed
ساخته شده زمخت
He crudely interrupted the meeting with his loud laughter.
او با خنده بلند، جلسه را به طور غیرمودبانهای قطع کرد.
She crudely painted the walls with mismatched colors.
او دیوارها را با رنگهای نامتناسب به طور غیرمودبانهای نقاشی کرد.
The artist crudely sketched the outline of the landscape before adding details.
هنرمند قبل از افزودن جزئیات، طرح کلی منظره را به طور غیرمودبانهای ترسیم کرد.
The comedian crudely joked about sensitive topics, offending many in the audience.
کمدین درباره موضوعات حساس به طور غیرمودبانهای شوخی کرد و باعث ناراحتی بسیاری از حضار شد.
The carpenter crudely carved the design into the wooden table.
نجار طرح را روی میز چوبی به طور غیرمودبانهای حکاکی کرد.
The writer crudely described the gruesome scene in the novel.
نویسنده صحنه وحشتناک را در رمان به طور غیرمودبانهای توصیف کرد.
The chef crudely chopped the vegetables, resulting in uneven pieces.
آشپز سبزیجات را به طور غیرمودبانهای خرد کرد که باعث شد قطعات ناهموار شوند.
The students crudely imitated the dance moves they saw on TV.
دانشجویان حرکات رقص را که در تلویزیون دیده بودند، به طور غیرمودبانهای تقلید کردند.
The tailor crudely sewed the fabric together, causing it to unravel easily.
خیاط پارچه را به طور غیرمودبانهای
The mechanic crudely fixed the engine, but it still had issues.
مکانیک موتور را به صورت غیرحرفهای تعمیر کرد، اما هنوز مشکلاتی داشت.
crudely cut
برش زمخت
crudely drawn
کشیده شده زمخت
crudely made
ساخته شده زمخت
crudely constructed
ساخته شده زمخت
He crudely interrupted the meeting with his loud laughter.
او با خنده بلند، جلسه را به طور غیرمودبانهای قطع کرد.
She crudely painted the walls with mismatched colors.
او دیوارها را با رنگهای نامتناسب به طور غیرمودبانهای نقاشی کرد.
The artist crudely sketched the outline of the landscape before adding details.
هنرمند قبل از افزودن جزئیات، طرح کلی منظره را به طور غیرمودبانهای ترسیم کرد.
The comedian crudely joked about sensitive topics, offending many in the audience.
کمدین درباره موضوعات حساس به طور غیرمودبانهای شوخی کرد و باعث ناراحتی بسیاری از حضار شد.
The carpenter crudely carved the design into the wooden table.
نجار طرح را روی میز چوبی به طور غیرمودبانهای حکاکی کرد.
The writer crudely described the gruesome scene in the novel.
نویسنده صحنه وحشتناک را در رمان به طور غیرمودبانهای توصیف کرد.
The chef crudely chopped the vegetables, resulting in uneven pieces.
آشپز سبزیجات را به طور غیرمودبانهای خرد کرد که باعث شد قطعات ناهموار شوند.
The students crudely imitated the dance moves they saw on TV.
دانشجویان حرکات رقص را که در تلویزیون دیده بودند، به طور غیرمودبانهای تقلید کردند.
The tailor crudely sewed the fabric together, causing it to unravel easily.
خیاط پارچه را به طور غیرمودبانهای
The mechanic crudely fixed the engine, but it still had issues.
مکانیک موتور را به صورت غیرحرفهای تعمیر کرد، اما هنوز مشکلاتی داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید