crudely

[ایالات متحده]/'kru:dli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طور خشن یا ناپخته; به طور نابالغ; به طور بی‌ادبانه.

عبارات و ترکیب‌ها

crudely cut

برش زمخت

crudely drawn

کشیده شده زمخت

crudely made

ساخته شده زمخت

crudely constructed

ساخته شده زمخت

جملات نمونه

He crudely interrupted the meeting with his loud laughter.

او با خنده بلند، جلسه را به طور غیرمودبانه­ای­ قطع کرد.

She crudely painted the walls with mismatched colors.

او دیوارها را با رنگ‌های نامتناسب به طور غیرمودبانه­ای­ نقاشی کرد.

The artist crudely sketched the outline of the landscape before adding details.

هنرمند قبل از افزودن جزئیات، طرح کلی منظره را به طور غیرمودبانه­ای­ ترسیم کرد.

The comedian crudely joked about sensitive topics, offending many in the audience.

کمدین درباره موضوعات حساس به طور غیرمودبانه­ای­ شوخی کرد و باعث ناراحتی بسیاری از حضار شد.

The carpenter crudely carved the design into the wooden table.

نجار طرح را روی میز چوبی به طور غیرمودبانه­ای­ حکاکی کرد.

The writer crudely described the gruesome scene in the novel.

نویسنده صحنه­ وحشتناک را در رمان به طور غیرمودبانه­ای­ توصیف کرد.

The chef crudely chopped the vegetables, resulting in uneven pieces.

آشپز سبزیجات را به طور غیرمودبانه­ای­ خرد کرد که باعث شد قطعات ناهموار شوند.

The students crudely imitated the dance moves they saw on TV.

دانشجویان حرکات رقص را که در تلویزیون دیده بودند، به طور غیرمودبانه­ای­ تقلید کردند.

The tailor crudely sewed the fabric together, causing it to unravel easily.

خیاط پارچه را به طور غیرمودبانه­ای­

The mechanic crudely fixed the engine, but it still had issues.

مکانیک موتور را به صورت غیرحرفه‌ای تعمیر کرد، اما هنوز مشکلاتی داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید