coaxed

[ایالات متحده]/kəʊkst/
[بریتانیا]/koʊkst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به آرامی یا به تدریج کسی را متقاعد کرد; چیزی را با چاپلوسی یا فریب به دست آورد; کسی را به انجام کاری تشویق یا ترغیب کرد

عبارات و ترکیب‌ها

coaxed him

او را متقاعد کرد

coaxed her

او را متقاعد کرد

coaxed out

بیرون کشیدن

coaxed back

بازگرداندن

coaxed into

وارد کردن

coaxed along

تشویق کردن

coaxed down

آرام کردن

coaxed forth

بیرون آوردن

coaxed gently

به آرامی متقاعد کردن

جملات نمونه

she coaxed the cat out from under the bed.

او گربه را از زیر تخت بیرون کشید.

he coaxed his friend into trying the new restaurant.

او دوست خود را متقاعد کرد که رستوران جدید را امتحان کند.

the teacher coaxed the shy student to participate in class.

معلم دانش آموز خجالتی را متقاعد کرد که در کلاس شرکت کند.

she coaxed the baby to sleep with a lullaby.

او نوزاد را با لالایی به خواب برد.

they coaxed the dog to come inside with treats.

آنها سگ را با خوراکی به داخل آوردند.

he coaxed the old car to start after a long winter.

او ماشین قدیمی را بعد از یک زمستان طولانی راه‌اندازی کرد.

she coaxed her parents into letting her go to the party.

او والدینش را متقاعد کرد که اجازه دهند به مهمانی برود.

he coaxed the children into sharing their toys.

او کودکان را متقاعد کرد که اسباب بازی های خود را با هم به اشتراک بگذارند.

the coach coaxed the team to give their best effort.

مربی تیم را متقاعد کرد که تمام تلاش خود را به کار ببرند.

she coaxed the truth out of him gently.

او به آرامی حقیقت را از او بیرون کشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید