coerces

[ایالات متحده]/kəʊˈɜːsɪz/
[بریتانیا]/koʊˈɜːr.sɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کسی را مجبور به انجام کاری می‌کند
vt. با تهدید یا زور مجبور یا کنترل می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

coerces agreement

اجبار توافق

coerces compliance

اجبار رعایت مقررات

coerces behavior

اجبار رفتار

coerces action

اجبار اقدام

coerces decision

اجبار تصمیم‌گیری

coerces choice

اجبار انتخاب

coerces support

اجبار حمایت

coerces silence

اجبار سکوت

coerces testimony

اجبار شهادت

coerces loyalty

اجبار وفاداری

جملات نمونه

the law coerces individuals to comply with regulations.

قانون افراد را مجبور می‌کند تا با مقررات مطابقت کنند.

he coerces his friends into making decisions.

او دوستانش را مجبور می‌کند تا تصمیم بگیرند.

she coerces her team to meet tight deadlines.

او تیمش را مجبور می‌کند تا مهلت‌های زمانی سخت را رعایت کنند.

the company coerces employees into working overtime.

شرکت کارکنان را مجبور می‌کند تا اضافه کار کنند.

they coerced the witness to change their testimony.

آنها شاهد را مجبور کردند تا شهادت خود را تغییر دهد.

he coerces others to follow his lead.

او دیگران را مجبور می‌کند تا از او پیروی کنند.

the manager coerces staff into accepting new policies.

مدیر کارکنان را مجبور می‌کند تا سیاست‌های جدید را بپذیرند.

she feels that society coerces women into specific roles.

او احساس می‌کند که جامعه زنان را مجبور می‌کند تا نقش‌های خاصی را ایفا کنند.

they often coerce students to participate in activities.

آنها اغلب دانش آموزان را مجبور می‌کنند تا در فعالیت ها شرکت کنند.

the threat of punishment coerces compliance.

تهدید مجازات باعث رعایت مقررات می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید