act compliantly
عمل به طور مطیعانه
respond compliantly
پاسخ به طور مطیعانه
operate compliantly
به طور مطیعانه عمل کردن
work compliantly
به طور مطیعانه کار کردن
function compliantly
به طور مطیعانه عمل کردن
report compliantly
گزارش به طور مطیعانه
manage compliantly
مدیریت به طور مطیعانه
behave compliantly
به طور مطیعانه رفتار کردن
comply compliantly
به طور مطیعانه رعایت کردن
execute compliantly
به طور مطیعانه اجرا کردن
she compliantly followed the instructions given by her supervisor.
او به طور مطیعانه دستورالعملهای داده شده توسط سرپرست خود را دنبال کرد.
the team compliantly adjusted their strategy based on the feedback.
تیم به طور مطیعانه استراتژی خود را بر اساس بازخورد تنظیم کرد.
he compliantly accepted the terms of the agreement without hesitation.
او بدون هیچ تردیدی شرایط توافق را به طور مطیعانه پذیرفت.
they compliantly adhered to the safety regulations during the event.
آنها به طور مطیعانه در طول رویداد به مقررات ایمنی پایبند بودند.
the dog compliantly obeyed all the commands from its owner.
سگ به طور مطیعانه از همه دستورات صاحب خود پیروی کرد.
she compliantly participated in the training sessions every week.
او به طور مطیعانه در هر هفته در جلسات آموزشی شرکت کرد.
the students compliantly completed their assignments on time.
دانشجویان به طور مطیعانه تکالیف خود را به موقع انجام دادند.
he compliantly accepted the feedback from his peers to improve.
او برای بهبود، بازخورد همسالان خود را به طور مطیعانه پذیرفت.
the employees compliantly attended the mandatory meeting.
کارمندان به طور مطیعانه در جلسه اجباری شرکت کردند.
she compliantly adjusted her schedule to accommodate the changes.
او برنامه خود را به طور مطیعانه برای انطباق با تغییرات تنظیم کرد.
act compliantly
عمل به طور مطیعانه
respond compliantly
پاسخ به طور مطیعانه
operate compliantly
به طور مطیعانه عمل کردن
work compliantly
به طور مطیعانه کار کردن
function compliantly
به طور مطیعانه عمل کردن
report compliantly
گزارش به طور مطیعانه
manage compliantly
مدیریت به طور مطیعانه
behave compliantly
به طور مطیعانه رفتار کردن
comply compliantly
به طور مطیعانه رعایت کردن
execute compliantly
به طور مطیعانه اجرا کردن
she compliantly followed the instructions given by her supervisor.
او به طور مطیعانه دستورالعملهای داده شده توسط سرپرست خود را دنبال کرد.
the team compliantly adjusted their strategy based on the feedback.
تیم به طور مطیعانه استراتژی خود را بر اساس بازخورد تنظیم کرد.
he compliantly accepted the terms of the agreement without hesitation.
او بدون هیچ تردیدی شرایط توافق را به طور مطیعانه پذیرفت.
they compliantly adhered to the safety regulations during the event.
آنها به طور مطیعانه در طول رویداد به مقررات ایمنی پایبند بودند.
the dog compliantly obeyed all the commands from its owner.
سگ به طور مطیعانه از همه دستورات صاحب خود پیروی کرد.
she compliantly participated in the training sessions every week.
او به طور مطیعانه در هر هفته در جلسات آموزشی شرکت کرد.
the students compliantly completed their assignments on time.
دانشجویان به طور مطیعانه تکالیف خود را به موقع انجام دادند.
he compliantly accepted the feedback from his peers to improve.
او برای بهبود، بازخورد همسالان خود را به طور مطیعانه پذیرفت.
the employees compliantly attended the mandatory meeting.
کارمندان به طور مطیعانه در جلسه اجباری شرکت کردند.
she compliantly adjusted her schedule to accommodate the changes.
او برنامه خود را به طور مطیعانه برای انطباق با تغییرات تنظیم کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید