conceitedly

[ایالات متحده]/kənˈsiːtɪdli/
[بریتانیا]/kənˈsiːtɪdli/

ترجمه

adv. به روشی که با خودپسندی مفرط مشخص می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

conceitedly proud

متکبرانه مغرور

conceitedly boast

متکبرانه خودستایی کردن

conceitedly think

متکبرانه فکر کردن

conceitedly believe

متکبرانه باور کردن

conceitedly smile

متکبرانه لبخند زدن

conceitedly act

متکبرانه عمل کردن

conceitedly show

متکبرانه نشان دادن

conceitedly claim

متکبرانه ادعا کردن

conceitedly express

متکبرانه بیان کردن

conceitedly judge

متکبرانه قضاوت کردن

جملات نمونه

she spoke conceitedly about her achievements.

او با اعتماد به نفس کاذب درباره دستاوردهای خود صحبت کرد.

he walked conceitedly into the room, expecting everyone to notice him.

او با اعتماد به نفس کاذب وارد اتاق شد و انتظار داشت همه او را ببینند.

they laughed conceitedly at the mistakes of others.

آنها با اعتماد به نفس کاذب به اشتباهات دیگران خندیدند.

she conceitedly believed she was the best in her class.

او با اعتماد به نفس کاذب معتقد بود که بهترین در کلاس او است.

he conceitedly showed off his new car to his friends.

او با اعتماد به نفس کاذب ماشین جدیدش را به دوستانش نشان داد.

conceitedly, she assumed everyone admired her fashion sense.

با اعتماد به نفس کاذب، او فرض کرد که همه از سلیقه پوششی او تحسین می‌کنند.

he conceitedly dismissed their concerns as trivial.

او با اعتماد به نفس کاذب نگرانی‌های آنها را بی‌ارزش جلوه داد.

she smiled conceitedly, confident in her abilities.

او با اعتماد به نفس کاذب لبخند زد و به توانایی‌های خود اطمینان داشت.

he spoke conceitedly, believing he knew everything.

او با اعتماد به نفس کاذب صحبت کرد و معتقد بود که همه چیز را می‌داند.

conceitedly, she thought she could win the competition easily.

با اعتماد به نفس کاذب، او فکر کرد که می‌تواند به راحتی در مسابقه پیروز شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید