concurrences

[ایالات متحده]/kənˈkʌrənsɪz/
[بریتانیا]/kənˈkɜrənˌsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. توافق یا هماهنگی در نظر؛ وقوع همزمان

عبارات و ترکیب‌ها

legal concurrences

هم‌رأیی‌های قانونی

scientific concurrences

هم‌رأیی‌های علمی

expert concurrences

هم‌رأیی‌های تخصصی

public concurrences

هم‌رأیی‌های عمومی

unanimous concurrences

هم‌رأیی‌های یکپارچه

professional concurrences

هم‌رأیی‌های حرفه‌ای

judicial concurrences

هم‌رأیی‌های قضایی

policy concurrences

هم‌رأیی‌های سیاستی

stakeholder concurrences

هم‌رأیی‌های ذینفعان

team concurrences

هم‌رأیی‌های تیمی

جملات نمونه

there were several concurrences in their opinions about the project.

در نظرات آنها در مورد پروژه همخوانی‌های متعددی وجود داشت.

the concurrences of the two studies support the hypothesis.

همخوانی‌های دو مطالعه از فرضیه پشتیبانی می‌کند.

we need to analyze the concurrences in the data collected.

ما باید همخوانی‌ها را در داده‌های جمع‌آوری‌شده تجزیه و تحلیل کنیم.

his concurrences with the committee's findings were evident.

همخوانی او با یافته‌های کمیته آشکار بود.

the concurrences between the two reports raised some questions.

همخوانی بین دو گزارش سؤالاتی را مطرح کرد.

they reached concurrences during the negotiation process.

آنها در طول فرآیند مذاکره به همخوانی رسیدند.

concurrences in international law can lead to effective resolutions.

همخوانی در قوانین بین‌المللی می‌تواند منجر به حل و فصل‌های مؤثر شود.

the concurrences of the witnesses were crucial to the trial.

گواهی شهود برای محاکمه بسیار مهم بود.

finding concurrences in their research can enhance credibility.

یافتن همخوانی در تحقیقات آنها می‌تواند اعتبار را افزایش دهد.

concurrences in cultural practices can promote understanding.

همخوانی در شیوه‌های فرهنگی می‌تواند درک را ترویج کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید