condoles with
تسلیت میگوید
condoles deeply
به طور عمیق تسلیت میگوید
condoles sincerely
صمیمانه تسلیت میگوید
condoles for loss
برای از دست دادن تسلیت میگوید
condoles on death
در مورد مرگ تسلیت میگوید
condoles with family
با خانواده تسلیت میگوید
condoles over tragedy
در مورد تراژدی تسلیت میگوید
condoles in silence
به سکوت تسلیت میگوید
condoles for grief
برای غم و اندوه تسلیت میگوید
condoles with friends
با دوستان تسلیت میگوید
she condoles with the family during their time of grief.
او در زمان اندوه خانواده با آنها همدردی میکند.
the community condoles the loss of a beloved leader.
جامعه با از دست دادن یک رهبر محبوب ابراز همدردی میکند.
he condoles with his friend after the tragic news.
او پس از اخبار غمانگیز با دوست خود همدردی میکند.
many people condole the victims of the recent disaster.
بسیاری از مردم با قربانیان فاجعه اخیر ابراز همدردی میکنند.
she sent a card that condoles the family’s loss.
او کارتی فرستاد که فقدان خانواده را ابراز همدردی میکرد.
they condole the passing of a cherished community member.
آنها با درگذشت یک عضو ارزشمند جامعه ابراز همدردی میکنند.
he publicly condoles the tragedy that struck the town.
او به طور علنی با فاجعهای که شهر را در بر گرفت، ابراز همدردی میکند.
friends and colleagues condole the loss of a talented artist.
دوستان و همکاران با از دست دادن یک هنرمند با استعداد ابراز همدردی میکنند.
the organization issued a statement that condoles the victims.
سازمان بیانیهای صادر کرد که با قربانیان ابراز همدردی میکرد.
she always knows how to condole those in mourning.
او همیشه میداند چگونه با کسانی که در سوگ هستند، همدردی کند.
condoles with
تسلیت میگوید
condoles deeply
به طور عمیق تسلیت میگوید
condoles sincerely
صمیمانه تسلیت میگوید
condoles for loss
برای از دست دادن تسلیت میگوید
condoles on death
در مورد مرگ تسلیت میگوید
condoles with family
با خانواده تسلیت میگوید
condoles over tragedy
در مورد تراژدی تسلیت میگوید
condoles in silence
به سکوت تسلیت میگوید
condoles for grief
برای غم و اندوه تسلیت میگوید
condoles with friends
با دوستان تسلیت میگوید
she condoles with the family during their time of grief.
او در زمان اندوه خانواده با آنها همدردی میکند.
the community condoles the loss of a beloved leader.
جامعه با از دست دادن یک رهبر محبوب ابراز همدردی میکند.
he condoles with his friend after the tragic news.
او پس از اخبار غمانگیز با دوست خود همدردی میکند.
many people condole the victims of the recent disaster.
بسیاری از مردم با قربانیان فاجعه اخیر ابراز همدردی میکنند.
she sent a card that condoles the family’s loss.
او کارتی فرستاد که فقدان خانواده را ابراز همدردی میکرد.
they condole the passing of a cherished community member.
آنها با درگذشت یک عضو ارزشمند جامعه ابراز همدردی میکنند.
he publicly condoles the tragedy that struck the town.
او به طور علنی با فاجعهای که شهر را در بر گرفت، ابراز همدردی میکند.
friends and colleagues condole the loss of a talented artist.
دوستان و همکاران با از دست دادن یک هنرمند با استعداد ابراز همدردی میکنند.
the organization issued a statement that condoles the victims.
سازمان بیانیهای صادر کرد که با قربانیان ابراز همدردی میکرد.
she always knows how to condole those in mourning.
او همیشه میداند چگونه با کسانی که در سوگ هستند، همدردی کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید