condoles

[ایالات متحده]/kənˈdəʊlz/
[بریتانیا]/kənˈdoʊlz/

ترجمه

v. همدردی کردن؛ تسلیت گفتن

عبارات و ترکیب‌ها

condoles with

تسلیت می‌گوید

condoles deeply

به طور عمیق تسلیت می‌گوید

condoles sincerely

صمیمانه تسلیت می‌گوید

condoles for loss

برای از دست دادن تسلیت می‌گوید

condoles on death

در مورد مرگ تسلیت می‌گوید

condoles with family

با خانواده تسلیت می‌گوید

condoles over tragedy

در مورد تراژدی تسلیت می‌گوید

condoles in silence

به سکوت تسلیت می‌گوید

condoles for grief

برای غم و اندوه تسلیت می‌گوید

condoles with friends

با دوستان تسلیت می‌گوید

جملات نمونه

she condoles with the family during their time of grief.

او در زمان اندوه خانواده با آنها همدردی می‌کند.

the community condoles the loss of a beloved leader.

جامعه با از دست دادن یک رهبر محبوب ابراز همدردی می‌کند.

he condoles with his friend after the tragic news.

او پس از اخبار غم‌انگیز با دوست خود همدردی می‌کند.

many people condole the victims of the recent disaster.

بسیاری از مردم با قربانیان فاجعه اخیر ابراز همدردی می‌کنند.

she sent a card that condoles the family’s loss.

او کارتی فرستاد که فقدان خانواده را ابراز همدردی می‌کرد.

they condole the passing of a cherished community member.

آنها با درگذشت یک عضو ارزشمند جامعه ابراز همدردی می‌کنند.

he publicly condoles the tragedy that struck the town.

او به طور علنی با فاجعه‌ای که شهر را در بر گرفت، ابراز همدردی می‌کند.

friends and colleagues condole the loss of a talented artist.

دوستان و همکاران با از دست دادن یک هنرمند با استعداد ابراز همدردی می‌کنند.

the organization issued a statement that condoles the victims.

سازمان بیانیه‌ای صادر کرد که با قربانیان ابراز همدردی می‌کرد.

she always knows how to condole those in mourning.

او همیشه می‌داند چگونه با کسانی که در سوگ هستند، همدردی کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید