confers

[ایالات متحده]/kənˈfɜːz/
[بریتانیا]/kənˈfɜrz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. اعطا کردن یا بخشیدن چیزی; بحث کردن یا تعمق کردن

عبارات و ترکیب‌ها

confers authority

اعطای اقتدار

confers benefits

اعطای منافع

confers rights

اعطای حقوق

confers status

اعطای مقام

confers power

اعطای قدرت

confers legitimacy

اعطای مشروعیت

confers advantages

اعطای مزایا

confers prestige

اعطای اعتبار

confers knowledge

اعطای دانش

confers influence

اعطای نفوذ

جملات نمونه

the title confers a sense of authority.

عنوان، حس اقتدار را به ارمغان می‌آورد.

this degree confers many benefits in the job market.

این مدرک مزایای زیادی در بازار کار به ارمغان می‌آورد.

membership in the club confers exclusive privileges.

عضویت در باشگاه، امتیازات انحصاری به ارمغان می‌آورد.

the award confers recognition to outstanding achievements.

این جایزه، قدردانی از دستاوردهای برجسته را به ارمغان می‌آورد.

her experience confers wisdom in decision-making.

تجربه او، خرد را در تصمیم‌گیری به ارمغان می‌آورد.

the law confers rights to all citizens.

قانون، حقوق را به همه شهروندان اعطا می‌کند.

this position confers additional responsibilities.

این موقعیت، مسئولیت‌های اضافی را به ارمغان می‌آورد.

the certification confers credibility to the professional.

این گواهینامه، اعتبار را به حرفه‌ای به ارمغان می‌آورد.

a good education confers many advantages.

یک آموزش خوب، مزایای زیادی را به ارمغان می‌آورد.

his title confers respect among his peers.

عنوان او، احترام را در بین همسالانش به ارمغان می‌آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید