clandestinely

[ایالات متحده]/klæn'destinli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طور سری یا پنهانی، با فعالیت‌ها یا برنامه‌هایی که به گونه‌ای انجام می‌شوند که از کشف شدن اجتناب شود.

جملات نمونه

They met clandestinely in the park at midnight.

آنها به طور مخفیانه در نیمه‌شب در پارک ملاقات کردند.

The spies operated clandestinely to gather information.

جاسوسان به طور مخفیانه برای جمع‌آوری اطلاعات عمل می‌کردند.

She communicated with him clandestinely through coded messages.

او به طور مخفیانه از طریق پیام‌های رمزگذاری شده با او ارتباط برقرار کرد.

The rebels planned their attack clandestinely to avoid detection.

شورشیان حمله خود را به طور مخفیانه برنامه‌ریزی کردند تا از شناسایی جلوگیری کنند.

The thieves entered the building clandestinely under the cover of darkness.

سارقان به طور مخفیانه در تاریکی شب وارد ساختمان شدند.

The secret society operated clandestinely to avoid government scrutiny.

جامعه مخفیانه به طور مخفیانه برای جلوگیری از نظارت دولت عمل می‌کرد.

The drug deal was conducted clandestinely in a remote location.

معامله مواد مخدر به طور مخفیانه در یک مکان دورافتاده انجام شد.

They communicated clandestinely to coordinate their escape plan.

آنها به طور مخفیانه برای هماهنگی طرح فرار خود ارتباط برقرار کردند.

The agent infiltrated the enemy camp clandestinely to gather intel.

عامل به طور مخفیانه برای جمع‌آوری اطلاعات به کمپ دشمن نفوذ کرد.

The hackers accessed the system clandestinely to steal sensitive data.

هکرها به طور مخفیانه برای سرقت داده‌های حساس به سیستم دسترسی پیدا کردند.

نمونه‌های واقعی

It's believed they were trying to reach Europe clandestinely.

این باور وجود دارد که آنها سعی داشتند به طور پنهانی به اروپا برسند.

منبع: BBC Listening Collection June 2022

Some part even of the French wine drank in Great Britain, is clandestinely imported from Holland and Zealand.

حتی بخشی از شراب فرانسوی که در بریتانیای کبیر مصرف می شود، به طور پنهانی از هلند و زیلند وارد می شود.

منبع: The Wealth of Nations (Part Three)

In summary: the Soviet Union did embark upon a bold venture to establish clandestinely in the Western Hemisphere a major offensive weapons base.

به طور خلاصه: اتحاد جماهیر شوروی بر روی یک تلاش جسورانه برای ایجاد پنهانی یک پایگاه سلاح های تهاجمی بزرگ در نیمکره غربی سرمایه گذاری کرد.

منبع: Vox opinion

If it had been Sid, she would have had no misgivings to alloy her delight; but since it was Tom, she watched the bottle clandestinely.

اگر سیّد بود، او هیچ تردیدی برای آمیختن شادی خود نداشت؛ اما از آنجایی که تام بود، او بطری را به طور پنهانی تماشا کرد.

منبع: The Adventures of Tom Sawyer

My employer sent for me one morning tolerably early, and, as soon as I had finished inserting some conundrums clandestinely into his last great speech upon finance, I entered the presence.

کارفرمای من یک صبح زود مرا احضار کرد و به محض اینکه برخی معماها را به طور پنهانی در آخرین سخنرانی بزرگ او در مورد امور مالی وارد کردم، وارد حضور شدم.

منبع: The Short Stories of Mark Twain

Skorzeny, ever a self-mythologizer, would claim in later years that the US authorities had been clandestinely involved in helping him escape, but there is no evidential basis for this assertion.

اسکورزنی، همیشه خودنمایی کننده، ادعا کرد که مقامات ایالات متحده در سال های بعد به طور پنهانی در کمک به فرار او دخیل بوده اند، اما مبنای اثبات آن وجود ندارد.

منبع: Character Profile

Ms Vallejo's father once found, in a secondhand bookshop, a copy of " Don Quixote" that also contained, clandestinely, writings by Karl Marx that were forbidden in Spain under Franco's dictatorship.

پدر خانم والجو یک بار در یک کتابفروشی دست دوم، نسخه ای از " دون کیشوت" پیدا کرد که به طور پنهانی نوشته های کارل مارکس را نیز داشت که تحت دیکتاتوری فرانکو در اسپانیا ممنوع بود.

منبع: The Economist Culture

He rose up, with a great resolution upon his lips: this secret life should be revealing, and confessed; no longer would he live it clandestinely, he would go and tell her All.

او با اراده ای بزرگ از جا برخاست: این زندگی مخفی باید آشکار و اعتراف شود؛ او دیگر به طور پنهانی زندگی نمی کرد، می خواست به او همه چیز را بگوید.

منبع: The Short Stories of Mark Twain

In order to obtain the bounty or drawback, the goods, it is well known, are sometimes shipped, and sent to sea, but soon afterwards clandestinely re-landed in some other part of the country.

برای دریافت پاداش یا کسری، کالاها، همانطور که خوب است، گاهی اوقات ارسال می شوند و به دریا فرستاده می شوند، اما بعداً به طور پنهانی در بخش دیگری از کشور دوباره پیاده می شوند.

منبع: The Wealth of Nations (Part Five)

This enormous duty presented such a temptation to smuggling, that great quantities of this commodity were clandestinely exported, probably to all the manufacturing countries of Europe, but particularly to Holland, not only from Great Britain, but from Africa.

این وظیفه عظیم وسوسه ای برای قاچاق بود، به طوری که مقادیر زیادی از این کالا به طور پنهانی صادر می شد، احتمالاً به همه کشورهای صنعتی اروپا، اما به ویژه به هلند، نه تنها از بریتانیای کبیر، بلکه از آفریقا.

منبع: The Wealth of Nations (Part Four)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید