croon

[ایالات متحده]/kruːn/
[بریتانیا]/kruːn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. با احساس به آرامی و به صدای کم بخوانید یا زمزمه کنید.
Word Forms
شکل سوم شخص مفردcroons
قسمت سوم فعلcrooned
زمان گذشتهcrooned
جمعcroons
صفت یا فعل حال استمراریcrooning

عبارات و ترکیب‌ها

softly croon

به آرامی زمزمه کن

croon a lullaby

زمزمه کردن یک ترانه آرامبخش

جملات نمونه

He likes to croon old jazz standards.

او دوست دارد ترانه‌های جاز قدیمی را زمزمه کند.

She would often croon lullabies to her baby.

او اغلب برای نوزادش لالایی زمزمه می‌کرد.

The singer began to croon a romantic ballad.

خواننده شروع به زمزمه کردن یک نوای عاشقانه کرد.

Grandpa used to croon while rocking in his chair.

پدربزرگ در حالی که روی صندلی تکان می‌خورد زمزمه می‌کرد.

The musician's voice was perfect for crooning love songs.

صدای نوازنده برای زمزمه کردن آهنگ‌های عاشقانه عالی بود.

The old man would croon to his pet cat every night.

مرد پیر هر شب برای گربه‌اش زمزمه می‌کرد.

The crooner's smooth voice captivated the audience.

صدای دلنشین خواننده مخاطبان را مجذوب خود کرد.

She crooned softly as she danced with her partner.

او در حالی که با شریکش می‌رقصید به آرامی زمزمه کرد.

The singer's ability to croon made him a favorite among fans.

توانایی خواننده در زمزمه کردن باعث شد که او در بین طرفداران محبوب شود.

He would often croon to himself while working in the garden.

او اغلب در حالی که در باغ کار می‌کرد برای خودش زمزمه می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید