crunches

[ایالات متحده]/krʌnʧɪz/
[بریتانیا]/krʌnʧɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (ناگهانی) کمبود; لحظه دشوار برای تصمیم‌گیری; وضعیت بحرانی; صدای خرد شدن
v. به‌طور پر سر و صدا جویدن; ایجاد صدای خرد شدن; پردازش اطلاعات به‌سرعت و در مقادیر زیاد; دستکاری اعداد

عبارات و ترکیب‌ها

crunches workout

تمرین کرانچ

crunches exercise

تمرین کرانچ

crunches routine

برنامه کرانچ

crunches challenge

چالش کرانچ

crunches set

ست کرانچ

crunches form

فرم کرانچ

crunches technique

تکنیک کرانچ

crunches benefits

فواید کرانچ

crunches variations

تغییرات کرانچ

جملات نمونه

she does crunches every morning to stay fit.

او هر روز صبح برای تناسب اندام، کرانچ انجام می‌دهد.

he prefers crunches over sit-ups for his workout.

او کرانچ را به جای حرکات نشسته برای تمرین خود ترجیح می‌دهد.

crunches are effective for strengthening the core muscles.

کرانچ برای تقویت عضلات مرکزی بدن موثر هستند.

she counts her crunches to track her progress.

او تعداد کرانچ‌های خود را برای پیگیری پیشرفت خود می‌شمارد.

after doing 50 crunches, he felt a burn in his abs.

بعد از انجام 50 کرانچ، او احساس سوزشی در شکمش کرد.

he added crunches to his daily exercise routine.

او کرانچ را به برنامه روزانه تمرین خود اضافه کرد.

she prefers to do crunches on a yoga mat for comfort.

او ترجیح می‌دهد برای راحتی بیشتر، کرانچ را روی تشک یوگا انجام دهد.

crunches can be modified to suit different fitness levels.

می‌توان کرانچ را برای تناسب با سطوح مختلف آمادگی جسمانی تغییر داد.

instructors often recommend crunches for beginners.

مربیان اغلب کرانچ را برای مبتدیان توصیه می‌کنند.

he felt accomplished after completing his crunches.

او بعد از اتمام کرانچ‌های خود احساس موفقیت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید