| جمع | cutthroats |
cutthroat competition
رقابت شدید
cutthroat market
بازار رقابتی شدید
cutthroat tactics
تاکتیکهای تهاجمی
cutthroat business
کسب و کار تهاجمی
cutthroat environment
محیط رقابتی شدید
cutthroat rivalry
رقابت شدید
cutthroat industry
صنعت رقابتی شدید
cutthroat pricing
قیمتگذاری تهاجمی
cutthroat strategies
استراتژیهای تهاجمی
cutthroat players
بازیکنان تهاجمی
the competition in the industry is cutthroat.
رقابت در این صنعت بسیار شدید است.
she has a cutthroat attitude towards her rivals.
او نسبت به رقبای خود نگرشی بسیار تهاجمی دارد.
in a cutthroat market, only the strongest survive.
در یک بازار بسیار رقابتی، تنها قویترینها زنده میمانند.
his cutthroat business tactics often backfire.
تاکتیکهای تجاری بسیار تهاجمی او اغلب شکست میخورند.
they thrive in a cutthroat environment.
آنها در یک محیط بسیار رقابتی رشد میکنند.
cutthroat competition can lead to innovation.
رقابت شدید میتواند منجر به نوآوری شود.
many startups face cutthroat challenges.
بسیاری از استارتآپها با چالشهای بسیار رقابتی روبرو هستند.
the cutthroat nature of the job market is daunting.
ماهیت بسیار رقابتی بازار کار، دلهرهآور است.
he played a cutthroat game to win the contract.
او برای برنده شدن در قرارداد، بازی بسیار تهاجمی انجام داد.
cutthroat strategies can harm relationships.
استراتژیهای بسیار تهاجمی میتوانند به روابط آسیب برسانند.
cutthroat competition
رقابت شدید
cutthroat market
بازار رقابتی شدید
cutthroat tactics
تاکتیکهای تهاجمی
cutthroat business
کسب و کار تهاجمی
cutthroat environment
محیط رقابتی شدید
cutthroat rivalry
رقابت شدید
cutthroat industry
صنعت رقابتی شدید
cutthroat pricing
قیمتگذاری تهاجمی
cutthroat strategies
استراتژیهای تهاجمی
cutthroat players
بازیکنان تهاجمی
the competition in the industry is cutthroat.
رقابت در این صنعت بسیار شدید است.
she has a cutthroat attitude towards her rivals.
او نسبت به رقبای خود نگرشی بسیار تهاجمی دارد.
in a cutthroat market, only the strongest survive.
در یک بازار بسیار رقابتی، تنها قویترینها زنده میمانند.
his cutthroat business tactics often backfire.
تاکتیکهای تجاری بسیار تهاجمی او اغلب شکست میخورند.
they thrive in a cutthroat environment.
آنها در یک محیط بسیار رقابتی رشد میکنند.
cutthroat competition can lead to innovation.
رقابت شدید میتواند منجر به نوآوری شود.
many startups face cutthroat challenges.
بسیاری از استارتآپها با چالشهای بسیار رقابتی روبرو هستند.
the cutthroat nature of the job market is daunting.
ماهیت بسیار رقابتی بازار کار، دلهرهآور است.
he played a cutthroat game to win the contract.
او برای برنده شدن در قرارداد، بازی بسیار تهاجمی انجام داد.
cutthroat strategies can harm relationships.
استراتژیهای بسیار تهاجمی میتوانند به روابط آسیب برسانند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید