cutthroat

[ایالات متحده]/ˈkʌθrəʊt/
[بریتانیا]/ˈkʌθroʊt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قاتل; تروریست; اصطلاح تاریخی برای قاتل یا جنایتکار وحشی
adj. قاتلانه; وحشی; ناعادلانه; غیراخلاقی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

cutthroat competition

رقابت شدید

cutthroat market

بازار رقابتی شدید

cutthroat tactics

تاکتیک‌های تهاجمی

cutthroat business

کسب و کار تهاجمی

cutthroat environment

محیط رقابتی شدید

cutthroat rivalry

رقابت شدید

cutthroat industry

صنعت رقابتی شدید

cutthroat pricing

قیمت‌گذاری تهاجمی

cutthroat strategies

استراتژی‌های تهاجمی

cutthroat players

بازیکنان تهاجمی

جملات نمونه

the competition in the industry is cutthroat.

رقابت در این صنعت بسیار شدید است.

she has a cutthroat attitude towards her rivals.

او نسبت به رقبای خود نگرشی بسیار تهاجمی دارد.

in a cutthroat market, only the strongest survive.

در یک بازار بسیار رقابتی، تنها قوی‌ترین‌ها زنده می‌مانند.

his cutthroat business tactics often backfire.

تاکتیک‌های تجاری بسیار تهاجمی او اغلب شکست می‌خورند.

they thrive in a cutthroat environment.

آنها در یک محیط بسیار رقابتی رشد می‌کنند.

cutthroat competition can lead to innovation.

رقابت شدید می‌تواند منجر به نوآوری شود.

many startups face cutthroat challenges.

بسیاری از استارت‌آپ‌ها با چالش‌های بسیار رقابتی روبرو هستند.

the cutthroat nature of the job market is daunting.

ماهیت بسیار رقابتی بازار کار، دلهره‌آور است.

he played a cutthroat game to win the contract.

او برای برنده شدن در قرارداد، بازی بسیار تهاجمی انجام داد.

cutthroat strategies can harm relationships.

استراتژی‌های بسیار تهاجمی می‌توانند به روابط آسیب برسانند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید