darted

[ایالات متحده]/dɑːtɪd/
[بریتانیا]/dɑrtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته استمراری dart؛ به طور ناگهانی و سریع حرکت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

darted away

دور شد

darted back

به عقب بازگشت

darted forward

به جلو دوید

darted past

از کنار گذشت

darted out

بیرون دوید

darted in

وارد شد

darted around

چپ و راست کرد

darted off

دور شد

darted down

به پایین رفت

darted up

به بالا رفت

جملات نمونه

the cat darted across the street to catch the mouse.

گربه به سرعت از خیابان گذشت تا موش را بگیرد.

she darted her eyes around the room, searching for an exit.

او چشمان خود را در اطراف اتاق چرخاند و به دنبال راه خروجی بود.

the child darted away from his parents in the crowded park.

کودک در پارک شلوغ از والدین خود دور شد.

he darted into the store just before it closed.

او درست قبل از بستن مغازه به سرعت وارد آن شد.

the rabbit darted into its burrow at the first sign of danger.

خرگوش به اولین نشان خطر به سرعت وارد لانه‌اش شد.

as the lights turned green, cars darted forward.

همانطور که چراغ‌ها سبز شدند، ماشین‌ها به جلو حرکت کردند.

the bird darted from branch to branch in search of food.

پرنده در جستجوی غذا از شاخه به شاخه به سرعت پرواز کرد.

she darted her tongue out to catch the falling ice cream.

او زبانش را بیرون فرستاد تا بستنی در حال افتادن را بگیرد.

the dog darted after the ball with excitement.

سگ با هیجان به دنبال توپ به سرعت رفت.

he darted down the hallway to avoid being late.

او برای اینکه دیر نرسد به سرعت در راهرو به پایین رفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید