darted away
دور شد
darted back
به عقب بازگشت
darted forward
به جلو دوید
darted past
از کنار گذشت
darted out
بیرون دوید
darted in
وارد شد
darted around
چپ و راست کرد
darted off
دور شد
darted down
به پایین رفت
darted up
به بالا رفت
the cat darted across the street to catch the mouse.
گربه به سرعت از خیابان گذشت تا موش را بگیرد.
she darted her eyes around the room, searching for an exit.
او چشمان خود را در اطراف اتاق چرخاند و به دنبال راه خروجی بود.
the child darted away from his parents in the crowded park.
کودک در پارک شلوغ از والدین خود دور شد.
he darted into the store just before it closed.
او درست قبل از بستن مغازه به سرعت وارد آن شد.
the rabbit darted into its burrow at the first sign of danger.
خرگوش به اولین نشان خطر به سرعت وارد لانهاش شد.
as the lights turned green, cars darted forward.
همانطور که چراغها سبز شدند، ماشینها به جلو حرکت کردند.
the bird darted from branch to branch in search of food.
پرنده در جستجوی غذا از شاخه به شاخه به سرعت پرواز کرد.
she darted her tongue out to catch the falling ice cream.
او زبانش را بیرون فرستاد تا بستنی در حال افتادن را بگیرد.
the dog darted after the ball with excitement.
سگ با هیجان به دنبال توپ به سرعت رفت.
he darted down the hallway to avoid being late.
او برای اینکه دیر نرسد به سرعت در راهرو به پایین رفت.
darted away
دور شد
darted back
به عقب بازگشت
darted forward
به جلو دوید
darted past
از کنار گذشت
darted out
بیرون دوید
darted in
وارد شد
darted around
چپ و راست کرد
darted off
دور شد
darted down
به پایین رفت
darted up
به بالا رفت
the cat darted across the street to catch the mouse.
گربه به سرعت از خیابان گذشت تا موش را بگیرد.
she darted her eyes around the room, searching for an exit.
او چشمان خود را در اطراف اتاق چرخاند و به دنبال راه خروجی بود.
the child darted away from his parents in the crowded park.
کودک در پارک شلوغ از والدین خود دور شد.
he darted into the store just before it closed.
او درست قبل از بستن مغازه به سرعت وارد آن شد.
the rabbit darted into its burrow at the first sign of danger.
خرگوش به اولین نشان خطر به سرعت وارد لانهاش شد.
as the lights turned green, cars darted forward.
همانطور که چراغها سبز شدند، ماشینها به جلو حرکت کردند.
the bird darted from branch to branch in search of food.
پرنده در جستجوی غذا از شاخه به شاخه به سرعت پرواز کرد.
she darted her tongue out to catch the falling ice cream.
او زبانش را بیرون فرستاد تا بستنی در حال افتادن را بگیرد.
the dog darted after the ball with excitement.
سگ با هیجان به دنبال توپ به سرعت رفت.
he darted down the hallway to avoid being late.
او برای اینکه دیر نرسد به سرعت در راهرو به پایین رفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید