daydreamings

[ایالات متحده]/ˈdeɪdriːmɪŋz/
[بریتانیا]/ˈdeɪdriːmɪŋz/

ترجمه

n. نمونه‌های تصور کردن در آینده

عبارات و ترکیب‌ها

lost in daydreamings

روی خیال پردازی‌های گم شده

sweet daydreamings

خیال پردازی‌های شیرین

idle daydreamings

خیال پردازی‌های بی‌کار

secret daydreamings

خیال پردازی‌های سری

wild daydreamings

خیال پردازی‌های بی‌رویه

romantic daydreamings

خیال پردازی‌های عاشقانه

childhood daydreamings

خیال پردازی‌های کودکی

indulge in daydreamings

در خیال پردازی‌ها غرق شوید

wistful daydreamings

خیال پردازی‌های میل‌مند

peaceful daydreamings

خیال پردازی‌های آرام

جملات نمونه

she was lost in pleasant daydreamings about her future.

او در خیال‌پردازی‌های لذت‌بخش خود درباره آینده‌اش گم شده بود.

his idle daydreamings were interrupted by the alarm.

خیال‌پردازی‌های بی‌کار او توسط زنگ هشدار قطع شد.

the child's sweet daydreamings made her smile.

خیال‌پردازی‌های شیرین کودک او را لبخند زد.

we spent the afternoon in quiet daydreamings by the window.

ما بعدازظهر را در خیال‌پردازی‌های آرام در کنار پنجره گذراندیم.

her wistful daydreamings about home made her homesick.

خیال‌پردازی‌های مهیب او درباره خانه، او را غمگین کرد.

the artist's endless daydreamings inspired his paintings.

خیال‌پردازی‌های نامحدود هنرمند، نقاشی‌های او را الهام بخشید.

their peaceful daydreamings were disturbed by sudden noise.

خیال‌پردازی‌های آرامش‌بخش آن‌ها توسط صدای ناگهانی مختل شد.

i often have romantic daydreamings about traveling the world.

من اغلب خیال‌پردازی‌های عاشقانه درباره سفر در جهان دارم.

his childhood daydreamings about becoming an astronaut came true.

خیال‌پردازی‌های کودکی او درباره شدن یک فضانورد به واقعیت پیوست.

she gave herself over to deep daydreamings during the boring lecture.

او در حین سخنرانی خسته‌کننده، خود را به خیال‌پردازی‌های عمیق واگذار کرد.

the old man's wandering daydreamings took him back to his youth.

خیال‌پردازی‌های گردش‌آمیز مرد باسن، او را به جوانی‌اش بازمی‌گرداند.

morning daydreamings help me start the day with positivity and hope.

خیال‌پردازی‌های صبحی به من کمک می‌کنند تا روز را با مثبت‌گرایی و امید شروع کنم.

her distant daydreamings showed clearly on her face as she stared out the window.

خیال‌پردازی‌های دور او به وضوح روی چهره‌اش نمایان بود، وقتی که به پنجره نگاه می‌کرد.

the professor's monotonous voice led students into peaceful daydreamings.

صوت یکنواخت پروفسور دانشجویان را به خیال‌پردازی‌های آرامش‌بخش سپری کرد.

teenage daydreamings often involve imagining future careers and adventures.

خیال‌پردازی‌های نوجوانی اغلب شامل تصور کارهای آینده و مغامرات است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید