debatedly true
درست به طور مورد بحث
debatedly false
غلط به طور مورد بحث
debatedly accepted
به طور مورد بحث پذیرفته شده
debatedly approved
به طور مورد بحث تأیید شده
debatedly justified
به طور مورد بحث توجیه شده
debatedly considered
به طور مورد بحث در نظر گرفته شده
debatedly interpreted
به طور مورد بحث تفسیر شده
debatedly attributed
به طور مورد بحث نسبت داده شده
debatedly classified
به طور مورد بحث طبقه بندی شده
it is debatedly the most influential album of the decade, even among critics who dislike its style.
این آلبوم به طور مورد بحث به عنوان مهمترین آلبوم دهه شمرده میشود، حتی در میان منتقدانی که سبک آن را دوست ندارند.
the policy is debatedly effective, with supporters citing lower costs and opponents pointing to uneven access.
این سیاست به طور مورد بحث مؤثر است، با حامیانی که هزینههای پایینتر را ذکر میکنند و مخالفانی که به دسترسی ناهمگون اشاره میکنند.
her decision was debatedly justified, given the limited data and the pressure to act quickly.
تصمیم او به طور مورد بحث توجیه شده است، با توجه به دادههای محدود و فشار برای عمل کردن به سرعت.
the film is debatedly a comedy, because its darkest moments often overshadow the jokes.
فیلم به طور مورد بحث یک کمدی است، زیرا لحظات تاریکتر آن اغلب جوکها را فرامیگیرد.
it remains debatedly true that remote work increases productivity across all roles and industries.
این نکته هنوز به طور مورد بحث درست است که کار از راه دور بهره وری را در تمام نقشها و صنایع افزایش میدهد.
the rule is debatedly fair, especially for newcomers who must meet stricter requirements.
این قانون به طور مورد بحث عادلانه است، به ویژه برای جدیدها که باید به شرایط سختتری تکیه کنند.
his apology was debatedly sincere, as his actions afterward did not match his words.
اعتذار او به طور مورد بحث صادقانه بود، زیرا اقدامات او پس از آن با کلام او مطابقت نداشت.
the experiment is debatedly replicable, since different labs report conflicting results.
این آزمایش به طور مورد بحث قابل تکرار است، زیرا آزمایشگاههای مختلف نتایج متعارض را گزارش میدهند.
the author is debatedly reliable, having revised key dates in later editions.
نویسنده به طور مورد بحث قابل اعتماد است، زیرا تاریخهای کلیدی را در نسخههای بعدی بازنگاری کرده است.
the team is debatedly the favorite, despite recent injuries and an inconsistent defense.
تیم به طور مورد بحث محبوبترین است، با وجود آسیبهای اخیر و دفاع ناپایدار.
the strategy is debatedly sustainable, because it depends on unusually high growth rates.
این استراتژی به طور مورد بحث پایدار است، زیرا به نرخهای رشد غیرمعمولی وابسته است.
this is debatedly the best route, but it is certainly the fastest during rush hour.
این به طور مورد بحث بهترین مسیر است، اما حتماً سریعترین مسیر در ساعتهای شلوغ است.
debatedly true
درست به طور مورد بحث
debatedly false
غلط به طور مورد بحث
debatedly accepted
به طور مورد بحث پذیرفته شده
debatedly approved
به طور مورد بحث تأیید شده
debatedly justified
به طور مورد بحث توجیه شده
debatedly considered
به طور مورد بحث در نظر گرفته شده
debatedly interpreted
به طور مورد بحث تفسیر شده
debatedly attributed
به طور مورد بحث نسبت داده شده
debatedly classified
به طور مورد بحث طبقه بندی شده
it is debatedly the most influential album of the decade, even among critics who dislike its style.
این آلبوم به طور مورد بحث به عنوان مهمترین آلبوم دهه شمرده میشود، حتی در میان منتقدانی که سبک آن را دوست ندارند.
the policy is debatedly effective, with supporters citing lower costs and opponents pointing to uneven access.
این سیاست به طور مورد بحث مؤثر است، با حامیانی که هزینههای پایینتر را ذکر میکنند و مخالفانی که به دسترسی ناهمگون اشاره میکنند.
her decision was debatedly justified, given the limited data and the pressure to act quickly.
تصمیم او به طور مورد بحث توجیه شده است، با توجه به دادههای محدود و فشار برای عمل کردن به سرعت.
the film is debatedly a comedy, because its darkest moments often overshadow the jokes.
فیلم به طور مورد بحث یک کمدی است، زیرا لحظات تاریکتر آن اغلب جوکها را فرامیگیرد.
it remains debatedly true that remote work increases productivity across all roles and industries.
این نکته هنوز به طور مورد بحث درست است که کار از راه دور بهره وری را در تمام نقشها و صنایع افزایش میدهد.
the rule is debatedly fair, especially for newcomers who must meet stricter requirements.
این قانون به طور مورد بحث عادلانه است، به ویژه برای جدیدها که باید به شرایط سختتری تکیه کنند.
his apology was debatedly sincere, as his actions afterward did not match his words.
اعتذار او به طور مورد بحث صادقانه بود، زیرا اقدامات او پس از آن با کلام او مطابقت نداشت.
the experiment is debatedly replicable, since different labs report conflicting results.
این آزمایش به طور مورد بحث قابل تکرار است، زیرا آزمایشگاههای مختلف نتایج متعارض را گزارش میدهند.
the author is debatedly reliable, having revised key dates in later editions.
نویسنده به طور مورد بحث قابل اعتماد است، زیرا تاریخهای کلیدی را در نسخههای بعدی بازنگاری کرده است.
the team is debatedly the favorite, despite recent injuries and an inconsistent defense.
تیم به طور مورد بحث محبوبترین است، با وجود آسیبهای اخیر و دفاع ناپایدار.
the strategy is debatedly sustainable, because it depends on unusually high growth rates.
این استراتژی به طور مورد بحث پایدار است، زیرا به نرخهای رشد غیرمعمولی وابسته است.
this is debatedly the best route, but it is certainly the fastest during rush hour.
این به طور مورد بحث بهترین مسیر است، اما حتماً سریعترین مسیر در ساعتهای شلوغ است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید