debaucher

[ایالات متحده]/dɪˈbɔːtʃə(r)/
[بریتانیا]/dɪˈbɔːtʃər/

ترجمه

n. یک شکل متغیر از debauch; کسی که دیگران را از فضیلت یا پاکدامنی فاسد یا وسوسه می‌کند.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

a debaucher

یک هرزه‌مرد

notorious debaucher

هرزه‌مرد مشهور

old debaucher

هرزه‌مرد پیر

confirmed debaucher

هرزه‌مرد تأیید شده

debauchers

هرزه‌مردها

جملات نمونه

the scandalous party aimed to debauch the innocent guests with wine and vice.

حزب رسوا هدفش این بود که مهمانان معصوم را با شراب و فساد فاسد کند.

years of relentless debauchery had completely ruined the nobleman's reputation.

سال‌ها بی‌بند و باری بی‌وقفه، کاملاً اعتبار اشراف‌زاده را نابود کرده بود.

the ancient novel depicted a society consumed by utter debauchery and moral decay.

رمان باستانی تصویری از جامعه‌ای ارائه می‌داد که در تباهی کامل و زوال اخلاقی غرق شده بود.

corrupt officials attempted to debauch young politicians with bribes and temptations.

مقامات فاسد تلاش کردند با رشوه و وسوسه، ذهن سیاستمداران جوان را فاسد کنند.

the rock star's life of debauchery finally caught up with his failing health.

زندگی پرفساد ستاره راک به تدریج به وضعیت سلامتی رو به وخامت او رسید.

scenes of excessive debauchery in the film sparked heated controversy among critics.

صحنه‌های پرفراز و نشو و تباهی در فیلم، بحث‌های داغی را در بین منتقدان برانگیخت.

the cult leader tried to debauch followers' minds with twisted ideology and promises.

رهبر فرقه تلاش کرد با ایدئولوژی و وعده‌های تحریف‌شده، ذهن پیروان را فاسد کند.

she abandoned her strict upbringing for a life of wild debauchery in the city.

او تربیت سختگیرانه خود را رها کرد و به زندگی پرفساد و وحشیانه در شهر روی آورد.

the enemy propaganda sought to debauch soldiers' loyalty and corrupt their principles.

تبلیغات دشمن به دنبال فاسد کردن وفاداری سربازان و فاسد کردن اصول آن‌ها بود.

historical accounts describe rome's final days as a period of unprecedented debauchery.

گزارش‌های تاریخی روزهای پایانی رم را به عنوان دوره‌ای از تباهی بی‌سابقه توصیف می‌کنند.

the wealthy heir continued his father's tradition of secret debauchery and scandal.

وارث ثروتمند، سنت پدرش در مورد تباهی و رسوایی پنهان را ادامه داد.

parents worried that violent video games might debauch their children's impressionable minds.

والدین نگران بودند که بازی‌های ویدیویی خشن ممکن است ذهن‌های آسیب‌پذیر فرزندانشان را فاسد کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید