defeasible

[ایالات متحده]/dɪˈfiːzəbl/
[بریتانیا]/dɪˈfiːzəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابلیت ابطال یا باطل شدن; از نظر قانونی قابلیت لغو شدن

عبارات و ترکیب‌ها

defeasible right

حق واجد فسخ

defeasible interest

منافع واجد فسخ

defeasible title

عنوان واجد فسخ

defeasible contract

قرارداد واجد فسخ

defeasible claim

ادعای واجد فسخ

defeasible obligation

تعهد واجد فسخ

defeasible property

مال واجد فسخ

defeasible privilege

امتیاز واجد فسخ

defeasible agreement

توافقنامه واجد فسخ

defeasible evidence

شهادت واجد فسخ

جملات نمونه

the contract is defeasible under certain conditions.

قرارداد تحت شرایط خاص قابل فسخ است.

her claim to the inheritance is defeasible.

ادعای او نسبت به ارث قابل فسخ است.

defeasible rights can be challenged in court.

حقوق قابل فسخ را می‌توان در دادگاه به چالش کشید.

the agreement includes a defeasible clause.

توافقنامه شامل بند قابل فسخ است.

his ownership of the property is defeasible due to the lien.

مالکیت او نسبت به ملک به دلیل وجود رهن قابل فسخ است.

the defeasible nature of the lease surprised the tenants.

ماهیت قابل فسخ اجاره‌نامه مستاجران را غافلگیر کرد.

they argued that their rights were defeasible.

آنها استدلال کردند که حقوق آنها قابل فسخ است.

defeasible titles can lead to legal disputes.

املاک قابل فسخ می‌تواند منجر به اختلافات قانونی شود.

understanding defeasible interests is crucial for lawyers.

درک منافع قابل فسخ برای وکلا بسیار مهم است.

she was unaware that her agreement was defeasible.

او نمی‌دانست که توافقنامه او قابل فسخ است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید