surpluses

[ایالات متحده]/ˈsɜːpləsɪz/
[بریتانیا]/ˈsɜrpləsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مقادیر که از آنچه لازم است فراتر می‌روند

عبارات و ترکیب‌ها

trade surpluses

مازاد تجاری

budget surpluses

مازاد بودجه

surpluses increase

افزایش مازاد

surpluses decrease

کاهش مازاد

food surpluses

مازاد غذایی

surpluses management

مدیریت مازاد

surpluses analysis

تجزیه و تحلیل مازاد

capital surpluses

مازاد سرمایه

surpluses report

گزارش مازاد

surpluses policy

سیاست مازاد

جملات نمونه

the company reported significant surpluses this quarter.

شرکت گزارش داد که در این فصل سود قابل توجهی داشته است.

surpluses in the budget allow for new projects.

مازاد بودجه این امکان را فراهم می کند که پروژه های جدیدی آغاز شود.

farmers often face challenges in managing surpluses.

کشاورزان اغلب با چالش هایی در مدیریت مازادها مواجه هستند.

the government plans to use the surpluses for social programs.

دولت قصد دارد از مازادها برای برنامه های اجتماعی استفاده کند.

surpluses can lead to lower prices for consumers.

مازادها می تواند منجر به کاهش قیمت ها برای مصرف کنندگان شود.

investing surpluses wisely can benefit future growth.

سرمایه گذاری هوشمندانه در مازادها می تواند به رشد آینده کمک کند.

many countries experience trade surpluses with their neighbors.

بسیاری از کشورها با کشورهای همسایه خود مازاد تجاری دارند.

surpluses in food production can help fight hunger.

مازاد در تولید مواد غذایی می تواند به مبارزه با گرسنگی کمک کند.

managing financial surpluses requires careful planning.

مدیریت مازادهای مالی نیاز به برنامه ریزی دقیق دارد.

surpluses may indicate a strong economy.

مازادها ممکن است نشان دهنده یک اقتصاد قوی باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید