shortfalls

[ایالات متحده]/ˈʃɔːtfɔːlz/
[بریتانیا]/ˈʃɔrtfɔlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مقادیر ناکافی یا کسری

عبارات و ترکیب‌ها

budget shortfalls

کمبود بودجه

funding shortfalls

کمبود بودجه

revenue shortfalls

کمبود درآمد

cash shortfalls

کمبود وجه نقد

operational shortfalls

کمبود عملیاتی

service shortfalls

کمبود خدمات

supply shortfalls

کمبود عرضه

performance shortfalls

کمبود عملکرد

investment shortfalls

کمبود سرمایه گذاری

resource shortfalls

کمبود منابع

جملات نمونه

the company identified several shortfalls in its budget plan.

شرکت چندین کمبود در برنامه بودجه خود شناسایی کرد.

addressing shortfalls in employee training is crucial for success.

رسیدگی به کمبودهای آموزش کارکنان برای موفقیت بسیار مهم است.

the report highlighted the shortfalls in customer service.

گزارش کمبودهای خدمات مشتری را برجسته کرد.

shortfalls in production have affected the supply chain.

کمبودهای تولید بر زنجیره تامین تأثیر گذاشته است.

they are working to minimize shortfalls in their sales targets.

آنها در تلاشند تا کمبودها در اهداف فروش خود را به حداقل برسانند.

shortfalls in funding could delay the project.

کمبود بودجه می تواند باعث تاخیر در پروژه شود.

the organization needs to address shortfalls in its strategic plan.

سازمان باید به کمبودهای برنامه استراتژیک خود رسیدگی کند.

shortfalls in resources can hinder progress.

کمبود منابع می تواند پیشرفت را مختل کند.

they are analyzing the shortfalls in their marketing strategy.

آنها در حال تجزیه و تحلیل کمبودهای استراتژی بازاریابی خود هستند.

recognizing shortfalls is the first step towards improvement.

تشخیص کمبودها اولین قدم به سوی بهبود است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید