defrosts

[ایالات متحده]/dɪˈfrɒsts/
[بریتانیا]/dɪˈfrɔsts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (برای) یخ را برداشتن یا چیزی را ذوب کردن

عبارات و ترکیب‌ها

defrosts quickly

سرعت یخ زدگی

defrosts food

یخ زدگی غذا

defrosts easily

به راحتی یخ زدگی

defrosts meat

یخ زدگی گوشت

defrosts rapidly

یخ زدگی سریع

defrosts vegetables

یخ زدگی سبزیجات

defrosts thoroughly

یخ زدگی کامل

defrosts in microwave

یخ زدگی در مایکروویو

defrosts overnight

یخ زدگی در طول شب

جملات نمونه

the microwave quickly defrosts frozen food.

مایکروویو به سرعت غذاهای یخ زده را یخ‌زدایی می‌کند.

it usually takes a few hours before the meat defrosts completely.

معمولاً چند ساعت طول می‌کشد تا گوشت به طور کامل یخ‌زدایی شود.

she defrosts the chicken in the refrigerator overnight.

او مرغ را در یخچال در طول شب یخ‌زدایی می‌کند.

defrosting vegetables can help retain their nutrients.

یخ‌زدایی سبزیجات می‌تواند به حفظ مواد مغذی آنها کمک کند.

make sure the fish defrosts evenly for the best results.

مطمئن شوید ماهی به طور مساوی یخ‌زدایی شود تا بهترین نتیجه را بگیرید.

he defrosts the steak before grilling it.

او استیک را قبل از گریل کردن آن یخ‌زدایی می‌کند.

the chef defrosts the dough to prepare for baking.

سرآشپز خمیر را برای آماده شدن برای پختن یخ‌زدایی می‌کند.

always defrost food safely to prevent bacteria growth.

همیشه غذا را به طور ایمن یخ‌زدایی کنید تا از رشد باکتری جلوگیری شود.

she defrosts the soup on the stove.

او سوپ را روی اجاق گاز یخ‌زدایی می‌کند.

defrosting leftovers can save time on busy days.

یخ‌زدایی باقی‌مانده غذا می‌تواند در روزهای پرمشغله در زمان صرفه‌جویی کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید