unfreezes funds
رفع توقیظ وجوه
unfreezes account
رفع توقیظ حساب
unfreezes assets
رفع توقیظ داراییها
unfreezes payments
رفع توقیظ پرداختها
unfreezes transactions
رفع توقیظ تراکنشها
unfreezes credit
رفع توقیظ اعتبار
unfreezes resources
رفع توقیظ منابع
unfreezes operations
رفع توقیظ عملیات
unfreezes benefits
رفع توقیظ مزایا
unfreezes services
رفع توقیظ خدمات
when the ice unfreezes, the river flows freely again.
وقتی که یخها ذوب میشوند، رودخانه دوباره به طور آزادانه جریان مییابد.
the sun unfreezes the frost on the grass in the morning.
در صبح، خورشید یخبندان را از روی چمنها ذوب میکند.
she hopes that the thaw unfreezes their relationship.
او امیدوار است که ذوب شدن یخها باعث بهبود رابطه آنها شود.
the government unfreezes funds to support local businesses.
دولت بودجهای را که بلوکه شده بود، آزاد میکند تا از کسب و کارهای محلی حمایت کند.
he unfreezes the computer to access the files.
او کامپیوتر را دوباره راهاندازی میکند تا به فایلها دسترسی پیدا کند.
the negotiation process unfreezes after a long stalemate.
پس از یک بنبست طولانی، روند مذاکرات از سر گرفته میشود.
the warm weather unfreezes the ground, allowing planting.
هوا گرم میشود و زمین ذوب میشود و امکان کاشت را فراهم میکند.
the thaw unfreezes the tensions between the two countries.
ذوب شدن یخها باعث کاهش تنشها بین دو کشور میشود.
as spring arrives, nature unfreezes and comes to life.
با رسیدن بهار، طبیعت ذوب میشود و دوباره زنده میشود.
the artist unfreezes her creativity after a long break.
هنرمند پس از یک استراحت طولانی، دوباره خلاقیت خود را از سر میگیرد.
unfreezes funds
رفع توقیظ وجوه
unfreezes account
رفع توقیظ حساب
unfreezes assets
رفع توقیظ داراییها
unfreezes payments
رفع توقیظ پرداختها
unfreezes transactions
رفع توقیظ تراکنشها
unfreezes credit
رفع توقیظ اعتبار
unfreezes resources
رفع توقیظ منابع
unfreezes operations
رفع توقیظ عملیات
unfreezes benefits
رفع توقیظ مزایا
unfreezes services
رفع توقیظ خدمات
when the ice unfreezes, the river flows freely again.
وقتی که یخها ذوب میشوند، رودخانه دوباره به طور آزادانه جریان مییابد.
the sun unfreezes the frost on the grass in the morning.
در صبح، خورشید یخبندان را از روی چمنها ذوب میکند.
she hopes that the thaw unfreezes their relationship.
او امیدوار است که ذوب شدن یخها باعث بهبود رابطه آنها شود.
the government unfreezes funds to support local businesses.
دولت بودجهای را که بلوکه شده بود، آزاد میکند تا از کسب و کارهای محلی حمایت کند.
he unfreezes the computer to access the files.
او کامپیوتر را دوباره راهاندازی میکند تا به فایلها دسترسی پیدا کند.
the negotiation process unfreezes after a long stalemate.
پس از یک بنبست طولانی، روند مذاکرات از سر گرفته میشود.
the warm weather unfreezes the ground, allowing planting.
هوا گرم میشود و زمین ذوب میشود و امکان کاشت را فراهم میکند.
the thaw unfreezes the tensions between the two countries.
ذوب شدن یخها باعث کاهش تنشها بین دو کشور میشود.
as spring arrives, nature unfreezes and comes to life.
با رسیدن بهار، طبیعت ذوب میشود و دوباره زنده میشود.
the artist unfreezes her creativity after a long break.
هنرمند پس از یک استراحت طولانی، دوباره خلاقیت خود را از سر میگیرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید