deglamorize

[ایالات متحده]/dɪˈɡlæməraɪz/
[بریتانیا]/dɪˈɡlæməraɪz/

ترجمه

vt. برای حذف جاذبه یا جذابیت از چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

deglamorize fashion

کاهش جذابیت مد

deglamorize lifestyle

کاهش جذابیت سبک زندگی

deglamorize beauty

کاهش جذابیت زیبایی

deglamorize fame

کاهش جذابیت شهرت

deglamorize image

کاهش جذابیت تصویر

deglamorize trends

کاهش جذابیت روندها

deglamorize celebrities

کاهش جذابیت مشاهیر

deglamorize advertising

کاهش جذابیت تبلیغات

deglamorize work

کاهش جذابیت کار

deglamorize success

کاهش جذابیت موفقیت

جملات نمونه

many celebrities try to deglamorize their lifestyles.

بسیاری از افراد مشهور تلاش می‌کنند تا سبک زندگی خود را غیر جذاب جلوه دهند.

she decided to deglamorize her image for a more authentic look.

او تصمیم گرفت تا چهره خود را غیر جذاب جلوه دهد تا ظاهری اصیل‌تر داشته باشد.

they want to deglamorize the concept of fame.

آنها می‌خواهند مفهوم شهرت را غیر جذاب جلوه دهند.

his goal is to deglamorize the fashion industry.

هدف او غیر جذاب جلوه دادن صنعت مد است.

she wrote a book to deglamorize the life of a model.

او کتابی نوشت تا زندگی یک مدل را غیر جذاب جلوه دهد.

he aims to deglamorize the idea of success in business.

او قصد دارد ایده موفقیت در کسب و کار را غیر جذاب جلوه دهد.

they are trying to deglamorize the lifestyle of influencers.

آنها در تلاشند تا سبک زندگی اینفلوئنسرها را غیر جذاب جلوه دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید