| صفت یا فعل حال استمراری | despairing |
feelings of despair
احساس ناامیدی
overwhelmed with despair
در آغوش ناامیدی غرق شدن
filled with despair
لبریز از ناامیدی
sinking into despair
در ناامیدی فرو رفتن
hopeless and despairing
بیامید و ناامید
the surviving bird made a few final despairing flaps.
پرنده بازمانده چند حرکت ناامیدانه و نهایی انجام داد.
She flashed him a despairing glance.
او نگاهی ناامیدانه به او انداخت.
took a despairing view of world politics;
نگاه ناامیدانه ای به سیاست های جهانی داشت.
He flashed her a despairing glance.
او نگاهی ناامیدانه به او انداخت.
his despairing bleat touched her heart.
ناله ناامیدانهاش قلب او را لمس کرد.
He received the news with a despairing sigh.
او این خبر را با آه ناامیدانه دریافت کرد.
Result the ethical behavior had three prominent character:anxious period illusional period despairing period.
نتیجه این بود که رفتار اخلاقی دارای سه دوره برجسته بود: دوره مضطرب، دوره توهمی، دوره ناامیدانه.
feelings of despair
احساس ناامیدی
overwhelmed with despair
در آغوش ناامیدی غرق شدن
filled with despair
لبریز از ناامیدی
sinking into despair
در ناامیدی فرو رفتن
hopeless and despairing
بیامید و ناامید
the surviving bird made a few final despairing flaps.
پرنده بازمانده چند حرکت ناامیدانه و نهایی انجام داد.
She flashed him a despairing glance.
او نگاهی ناامیدانه به او انداخت.
took a despairing view of world politics;
نگاه ناامیدانه ای به سیاست های جهانی داشت.
He flashed her a despairing glance.
او نگاهی ناامیدانه به او انداخت.
his despairing bleat touched her heart.
ناله ناامیدانهاش قلب او را لمس کرد.
He received the news with a despairing sigh.
او این خبر را با آه ناامیدانه دریافت کرد.
Result the ethical behavior had three prominent character:anxious period illusional period despairing period.
نتیجه این بود که رفتار اخلاقی دارای سه دوره برجسته بود: دوره مضطرب، دوره توهمی، دوره ناامیدانه.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید