detentions

[ایالات متحده]/dɪˈtɛnʃənz/
[بریتانیا]/dɪˈtɛnʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نگه‌داری کسی در بازداشت؛ حالت بازداشت؛ زندانی؛ عمل الزام دانش‌آموزان به ماندن بعد از مدرسه

عبارات و ترکیب‌ها

school detentions

مجازات مدرسه

detentions policy

سیاست مجازات

detentions center

مرکز مجازات

detentions list

لیست مجازات

detentions report

گزارش مجازات

detentions system

سیستم مجازات

detentions records

سوابق مجازات

detentions hearing

جلسه مجازات

detentions duration

مدت مجازات

detentions agreement

توافق مجازات

جملات نمونه

students often face detentions for minor infractions.

دانشجویان اغلب به دلیل تخلفات جزئی با تنبیه روبرو می‌شوند.

the school implemented new rules about detentions.

مدارس قوانین جدیدی در مورد تنبیهات وضع کردند.

he received multiple detentions for being late to class.

او به دلیل دیر رسیدن به کلاس، تنبیه های متعددی دریافت کرد.

detentions can be a useful tool for discipline.

تنبیهات می‌توانند ابزاری مفید برای انضباط باشند.

after several detentions, she decided to change her behavior.

پس از چندین تنبیه، او تصمیم گرفت رفتار خود را تغییر دهد.

teachers often discuss the effectiveness of detentions.

معلمان اغلب در مورد اثربخشی تنبیهات بحث می کنند.

detentions are sometimes seen as a rite of passage in school.

گاهی اوقات تنبیهات به عنوان یک تجربه مهم در مدرسه دیده می شوند.

parents were concerned about the number of detentions issued.

والدین نگران تعداد تنبیهاتی بودند که صادر شده بود.

he spent his detentions reflecting on his actions.

او تنبیهات خود را صرف تفکر در مورد اعمال خود کرد.

some students try to avoid detentions at all costs.

برخی از دانش آموزان سعی می کنند از تنبیهات در هر صورت اجتناب کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید